تبلیغات
مذهبی اجتماعی
مذهبی اجتماعی

گفتار و توصیه های کوتاه اخلاقی آیت الله بهجت

آنچه در پی می آید گلچینی از رهنمودها و توصیه های اخلاقی حضرت آیت الله بهجت است كه از منابع مختلف انتخاب شده است.

۱) هم جنسی و هم شكلی و اختلاط با كفار، تسلط و حكومت آنها را بر مسلمانان آسانتر می سازد. [در محضر بهجت: ۱/۳۲]
۲) اگر بی تفاوت باشیم و برای رفع گرفتاریها و بلاهایی كه اهل ایمان بدان مبتلا هستند دعا نكنیم، آن بلاها به ما هم نزدیك خواهد بود.[همان: ۱/۹۷]
۳) ائمه ما (علیهم السلام) دعاها را در اختیار ما گذاشته اند تا ما را غرق در نور ببینند. [همان: ۱/۱۸۹]
۴-اگر بخواهیم محیط خانه گرم و باصفا و صمیمی باشد، فقط باید صبر و استقامت و گذشت و چشم پوشی و رأفت را پیشه خود كنیم تا محیط خانه گرم و نورانی باشد. [همان ۱/۳۰۰]
۵-ما باید باب توجیه خطا و اشتباه را به روی خود ببندیم و برای هر خطا، زبان به استغفار بگشاییم و اگر قابل جبران باشد، جبران كنیم. [همان]
۶-خدا نكند حرام در نزد انسان زینت داده شود! این یك بیماری قلبی است كه انسان به آن مبتلا می شود، و با وجود راههای حلال كه نیازش را برآورده می كند، خود را به حرام گرفتار می نماید! [همان: ۱/۲۹۸]
۷-وای بر ما اگر در خصوص خوردنیها و نوشیدنیها از حرام اجتناب نكنیم! زیرا همین غذاها است كه منشأ علم و ایمان و یا كفر ما می شود! [همان: ۱/۳۳۷]
۸-اگر می خواهید از ناحیه دعا به جایی برسید، زبان حالتان این باشد: تسلیم خدا هستیم، هر چه بخواهد بكند، بنا داریم عمل به وظیفه بندگی كنیم. [همان: ۱/۳۴۱]
۹-در این مطلب جای شك نیست كه اگر انسان بدان موفق باشد، برای او كافی است و تمام مطالب و نتایج ریاضات شاقه و دشوار را دارد! و آن مطلب این است كه: انسان خود را در محضر خدا ببیند و خدا را در همه احوال، مطلع از خود و در همه جا حاضر و بر همه كارها و احوال خود، ناظر بداند. [همان: ۱/۳۵۴]
۱۰-برای اداره تمام جهان كافی است كه انسان، عاقل و مؤمن و متدین باشد. دیانت و عقل، برای اداره كره زمین كفایت می كند [همان:۲/۴۳]
۱۱-عبارت: (واجعل قلبی بحبك متیماً: و دل مرا سرگشته و دیوانه عشق و محبت خود قرار ده.) نفی موضوع خودبینی است و این كه پروانه بشود و به نور رسد و نور شود. از خدا بخواهیم با جذبات او از خود فارغ شویم و بی خود گردیم تا نفهمیم و خود را در برابر عظمتش گم كنیم. [همان: ۲/۱۲۱]
۱۲-راستگویی، در دیدن رؤیای صادقه و صفای روح خیلی مؤثر است. [همان: ۲/۱۵۸]
۱۳-باب رسیدن به كمالات و لقاءالله مفتوح است. حیف نیست این مراحل را كه از راه بندگی حاصل می شود، نداشته و از آنها محروم باشیم؟![همان: ۲/۱۹۰]
۱۴) خوردن غذای شبهه ناك و نیز غذای كسی كه از حرام پرهیز ندارد، هر چند جایز است؛ ولی انسان را مریض و از عبادات محروم می كند و یا سبب سلب توفیق می شود. [همان: ۲/۲۴۶]
۱۵) موجبات خواطر و غفلت و نسیان از یاد و ذكر حضرت حق را خود ما فراهم می كنیم... در اثر محاسبه و مراقبه، عیب كار آشكار می گردد. [همان: ۲/۳۶۴]
۱۶) كسی كه از معنویات و معرفت خدا بهره مند است، چه حاجت به كیمیا دارد؟! چه كیمیایی بالاتر از خداشناسی؟![همان: ۲/۳۵۹]
۱۷) انسان هر راهی را بدون تقید و پایبندی به قرآن و سنت برود، روز به روز تنزل می كند. [همان: ۲/۳۶۱]
۱۸) انسان باید هر روز موضع خود را مشخص كند كه آیا اهل حق است و یا باطل و پیرو آن. [همان: ۲/۳۶۲]
۱۹) خدا كند شغل نافع به حال خود را تشخیص دهیم و تثبیت در آن پیدا كنیم و در آن ثابت قدم باشیم، و هر روز فكر تازه ای در سر نداشته باشیم و هر لحظه به رنگی نباشیم! [همان: ۲/۳۹۵]
۲۰) به فكر خود باشیم، خود را اصلاح كنیم. اگر به خود نرسیدیم و خود را اصلاح نكردیم، نمی توانیم دیگران را اصلاح كنیم. [همان: ۲/۴۲۷]
۲۱) باید هر كسی در شبانه روز، مقداری از وقت خود را صرف تحصیل علوم دینیه كند، ولو به فرض، یك ساعت در شبانه روز. [فیضی از ورای سكوت: ۱۵۶]
۲۲) ابتلائات برای این است كه یقین پیدا كنیم. [نكته های ناب: ۷۵]
۲۳) كسی كه بداند در مرآی و مسمع خدا است، نمی تواند گناه كند. تمام انحرافات ما از این است كه خدا را ناظر و شاهد نمی بینیم.[همان]
۲۴) ما باید با احادیث سر و كار داشته و آنها را مطالعه كنیم؛ چرا كه شفا در اینها است. [همان: ۹۱]
۲۵) هر روز، یك روایت از كتاب (جهاد النفس) وسائل الشیعه را مطالعه كنید. در واضحاتش بیشتر فكر كنید. بعد این را در خودتان می بینید كه سر یك سال، عوض شده اید! [همان: ۱۴۳]
۲۶) بعضی گمان می كنند كه ما از ترك معصیت عبور كرده ایم؛ غافلند از این كه معصیت، اختصاص به كبائر معروفه ندارد، بلكه اصرار بر صغائر هم، كبیره است. [به سوی محبوب: ۳۴]
۲۷) هیچ ذكری بالاتر از ذكر عملی نیست. هیچ ذكر عملی، بالاتر از ترك معصیت در اعتقادیات و عملیات نیست. [همان: ۴۰]
۲۸) باید بدانیم علاج ما، اصلاح نفس است در همه مراحل، و از این مستغنی نخواهیم بود و بدون این، كار ما تمام نخواهد شد. [همان: ۱۰۴]
۲۹) خدا می داند یك صلواتی را كه انسان بفرستد و برای میتی هدیه كند، چه معنویتی، چه صورتی، چه واقعیتی برای همین یك صلوات است! [همان: ۱۱۴]
۳۰) انسان باید دائم الذكر باشد! زیرا كسی كه دائم الذكر باشد، همواره خود را در محضر خدا می بیند و پیوسته با خدا سخن می گوید. [برگی از دفتر آفتاب: ۱۴۴]
۳۱) اگر جلوی خود را در ارتكاب معاصی نگیریم، حالمان به انكار و تكذیب و استهزا به آیات الهی، و یا به جایی می رسد كه از رحمت خدا ناامید می شویم! [در محضر بهجت:۱/۱۹۳]
۳۲) التزام به سنخ دعاهای اهل بیت (علیهم السلام) اولین مرتبه اش، مجالست و مؤانست با آنها است. [همان: ۱/۲۴۶]
۳۳) در تعبدیات، كوه كندن از ما نخواسته اند، سخت ترینش نماز شب خواندن است كه در حقیقت، تغییر وقت خواب است نه اصل بی خوابی، بلكه نیم ساعت زودتر بخواب، تا نیم ساعت زودتر بیدار شوی! [همان: ۲/۱۷۰]
۳۴) در قضیه حضرت یوسف (علیه السلام) آمده است: (اخرج علیهن: بر آنان بیرون آی.) فقط یك دیدار بود، و پس از دیدن جمال حضرت یوسف... دستها را قطع كردند و بی اختیار شدند!... پس اهل شهود كه كشف آنها به مراتب قوی تر است، چگونه با مشاهده جمال و كمال مطلق، به هر چه غیر او است پشت پا نزنند؟! [همان: ۲/۱۷۶]
۳۵) بوده اند كسانی كه اگر معصیت یا خلافی از آنها صادر می شد یا غذای ناپاكی می خوردند، متوجه می شدند و می گفتند: تاریك شدیم، حجابی حاصل شد. [همان:۲/۴۲۶]
۳۶)ترك معصیت، حاصل نمی شود به طوری كه ملكه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مكان و در میان مردم و در خلوت. [به سوی محبوب:۲۳]
۳۷) مواعظ عملیه، بالاتر و مؤثرتر از مواعظ قولیه است! [همان: ۳۳]
۳۸) از خدا می خواهیم كه عیدی ما را در اعیاد شریفه اسلام و ایمان، موفقیت به عزم راسخ ثابت دایم بر ترك معصیت قرار بدهد، كه مفتاح سعادت دنیویه و اخرویه است! [همان: ۳۵]
۳۹) هر كه عمل كرد به معلومات خودش، خداوند مجهولات او را معلوم می فرماید! [همان:۴۶]
۴۰) نماز شب، مفتاح توفیقات است [كلید موفقیتها است]. [ همان: ۷۹]
۴۱) وقتی كه روح انسان به عالم دیگر رفت، می فهمد این همه تشریفات در دنیا لازم نبود. [در محضر بهجت: ۲/۴۰۵]
۴۲) ما باید در اعتقادات و اعمال، چه عمل شخصی مان و یا عمل نوعی و اجتماعی مان و در عبادتمان، از تحصیل رضایت خدا، لحظه ای غافل نشویم و مسامحه نكنیم كه اگر مسامحه بكنیم، در همان آن، خاسر و زیانكار شده ایم! [فیضی از ورای سكوت:۵۳]
۴۳) مدام به قرآن نگاه كردن، دوای درد چشم است. [در محضر بهجت: ۲/۲۸۰]
۴۴) اگر از قرآن استفاده نمی كنیم، برای آن است كه یقین ما ضعیف است. [همان: ۲/۲۸۰]
۴۵) ملائكه، صدای ما را ضبط می كنند، هم از گفتار ما، هم از اصل و نیت گفتار ما كه به داعی الهی صادر شده است، یا نفسانی و شیطانی، عكسبرداری می كنند. [همان: ۲/۱۰۰]
۴۶) نسبت این دنیا و عالم آخرت، مثل شكم مادر و عالم رحم با این عالم است (والموت ولاده الروح: مرگ، تولد روح است.) [همان: ۲/۲۳۵]





نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 4 آبان 1390 :: نویسنده : عبدالكریم احمدی

{آنچه در متون اسلامی درباره غم و شادی وجود دارد به راستی شگفت آور است و این حقیقت را آشکار می‌کند که دستورات دینی چگونه به صورت منسجم در راستای کمال انسانی صادر شده و برای رسیدن، سعادت حقیقتی چگونه تمام زوایای وجود و زندگی انسان را مورد توجه قرار داده و این دو حالت روانی؛ غم و شادی را به کمال و سعادت انسان پیوند زده است.}

انسانی که به دنبال کمال است در مقابل چه اموری باید شاد و خوشحال باشد و در مقابل چه چیزهایی غمناک گردد؛ حضرت علی علیه‌السلام در نامه‌ای به ابن عباس چنین می‌فرمایند: (نامه 22)

«اما بعد فان المرء قد یسره درک ما لم یکن لیفوته و یسوء فوت ما لم یکن لیدرکه فلیکن سرورک بما نلت من آخرتک و لیکن اسفک علی ما فاتک منها و ما نلت من دنیاک فلا تکثر به فرحاً و ما فاتک منها فلات تأس علیه جزعاً ولیکن همّک فیما بعد الموت.» اما بعد، گاه باشد که مرد از به دست آوردن چیزهایی شاد می‌شود که از دستش نمی‌رفته و در عین حال غم از دست دادن چیزهایی را می‌خورد که دست یافتن به آن‌ها محال بوده است. چنان باید که شادی و سرور تنها به سبب بهره‌هایی باشد که از آخرت خویش به دست آورده‌ای و دریغت بر ارزش‌های اخروی باشد که از دست می‌دهی. اما از بهره‌های که از دنیای خویش به چنگ می‌آوری شاد مباش از ارزش‌های دنیوی و مادی که از دست می‌دهی اندوهگین مشو رحمت خویش را به تمامی صرف دنیای پس از مرگ کن.(1)

«فلا یکن افضل ما نلت فی نفسک من دنیاک بلوغ لذت اوشفاء غیظ و لکن اطفاء باطل و احیاء حق ولیکن سرورک بما قدمت و اسفک علی ما خلقت و همّک فیما بعدالموت.» ؛ پس چنین مباد در نگاه تو دست یافتن به لذتی یا فرو نشانیدن آتش خشمی، برترین دست آورد باشد که در نگاه چون تویی برترین ارزش‌های می‌باید کشتن یا زنده کردن حقی باشد و نیز بایسته است که بر آن چه پیش می‌فرستی شادمان شوی و بر آن چه برجای می‌نهی افسوس بخوری و فراسوی زندگی این جهان را همت گماری.(2)

چه بسیار تن‌های عزیز و خوش آب و رنگی که به کام زمین فرو رفته‌اند حال آنکه در دنیا با ناز و نعمت تغذیه می‌شده اند و در دامن آبرو و شرف پرورش یافته‌اند. لحظه‌های اندوهشان را با تفریح درمان می‌کردند و هر گاه مصیبتی دچار می‌آمدند به بی تفاوتی پناه می‌بردند تا مبادا لحظه خرّمی زندگی و بازی پوچ و سرگرمی‌هایشان را از دست بدهد

این کلام مصداق آیه «لِكَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ(3)؛ تا بر آنچه از دستتان می رود اندوهگین نباشید و بدانچه به دستتان می آیدشادمانی نکنید. »می‌باشد.

بنابراین هر یک از غم و شادی جایگاه خاص خود را دارد و انسان به هر دو به عنوان یک شئ ارزشمند نیازمند است زیرا همان طور که شادی باعث نشاط روح می‌گردد غم نیز انسان را برای فعالیت بیشتر تحت فشار قرار می‌دهد. اگر فشاری بر انسان وارد نشود شرایط موجود را مطلوب می‌پندارد و در نتیجه دست به تلاش و کوشش نمی‌زند. این امر باعث رخوت و رکود می‌گردد. مانند شخصی که به بیماری سرطان مبتلاست و در ابتدای بیماری چون خود فرد اطلاعی از بیماریش ندارد به دنبال درمان نیست تا زمانی که علایم بیماری بروز کند در آن زمان به تکاپو می افتد و درصدد رفع معزل می‌باشد.

بباید داد تن کار قضا را پذیرفتن همه حکم خدا را

به حق چون و چرا هرگز نشاید ز تقدیرش غمین بودن نباید

به چیزی گر که مردی شادمان است مر آن شادی به چیزی ز آن جهان است

وگر ناچار باید خوردن غم بباید خورد غم گر شد ز دین کم

غم و شادی سزای این سرا نیست برای آن سرا باید به غم زیست

جهان گر پشت کرد و بِستَدَت زر مده آه جگر را بر فلک سر

وگر که باز ایمان از کَفَت جست سزد ز افسوس سائی دست بر دست

 

غم دین خور که دنیا غم نیرزد که طفل یک شبه ماتم نیرزد(4)

منشأ شادی دنیوی

شادی برای امور دنیوی و به دست آوردن لذات، از جنس غفلت است. ولی حزن و اندوه از جنس هشیاری. زیرا وجود اندوه وابسته به دو شرط است:

1- وقوع حادثه ناگوار

2- فهم و برداشت انسان از مسأله ایی که بر او حادث شده است.

هر یک از غم و شادی جایگاه خاص خود را دارد و انسان به هر دو به عنوان یک شئ ارزشمند نیازمند است زیرا همان طور که شادی باعث نشاط روح می‌گردد غم نیز انسان را برای فعالیت بیشتر تحت فشار قرار می‌دهد. اگر فشاری بر انسان وارد نشود شرایط موجود را مطلوب می‌پندارد و در نتیجه دست به تلاش و کوشش نمی‌زند

حضرت علی علیه اسلام وضعیت غفلت زدگان دنیا را که به شادی‌های تحذیری (بدون بصیرت غرق شدن) روی آورده‌اند و به آن دل خوش کرده‌اند را چنین توصیف می‌نماید:

«وَ لم اکلت الارض من عزیز جسد وانبق اون ...»

چه بسیار تن‌های عزیز و خوش آب و رنگی که به کام زمین فرو رفته‌اند حال آنکه در دنیا با ناز و نعمت تغذیه می‌شده اند و در دامن آبرو و شرف پرورش یافته‌اند. لحظه‌های اندوهشان را با تفریح درمان می‌کردند و هر گاه مصیبتی دچار می‌آمدند به بی تفاوتی پناه می‌بردند تا مبادا لحظه خرّمی زندگی و بازی پوچ و سرگرمی‌هایشان را از دست بدهد. آری درست در همان گرما گرم عیش و نوش و در فضای آن زندگی غفلت آلود که دنیا و عاشق ناز پروده اش به هم لبخند می‌زنند ناگهان روزگار با خار جان گزایش او را می‌گزد و در گردش روزها و شب‌ها نیروهایش را در هم می‌شکند و هیولای مرگ از نزدیک بر او چیره می‌شود.

نتیجه گیری

1- شادی اگر در جهت عبادت پروردگار و رسیدن به کمالات معنوی باشد نه تنها اشکالی ندارد بلکه مورد تایید اسلام نیز هست. چرا که چنین شادی محرک تعالی بخش و پلکانی برای رسیدن به کمالات خواهد بود. اما شادی‌های غفلت انگیز بی توجهی به واقعیت‌های موجود زندگی و خصوصاً سرنوشت خود انسان است که مورد نکوهش قرار گرفته.

2- غمی که انسان را آزرده خاطر می‌کند و به ظاهر فشار جسمی یا روحی به ارمغان می‌آورد، او را به سوی کمال سوق دهد (همانند غم حیات پس از مرگ؛ اگر مردم ره توشه ایی که از قبل فرستاده‌ام کمک و یاورم می‌باشد؟ با حیات ابدی چه کنم؟ و...) و غمی که، روح عدالت خواهی و حقیقت طلبی را در فرد به قلیان در آورد و در مقابل ظلم و بی عدالتی بشوراند (مانند عزاداری برای شهدا) مورد توصیه و سفارش اسلام است. امّا ... غمی که ناشی از ناکامی های دنیا، زیبایی دنیا، ثروت دنیوی، قدرت و... باشد آشفتگی خاطر و افسردگی را به دنبال خواهد داشت که به هیچ وجه مقبول عقل سلیم و دین مبین نیست.

اگر ناچار غم بایست خوردن غمش باشد برای بعد مُردن

که انسان گر ز چیزی شادمان است که آن چیز از ازل قسمت بر آن است

 





نوع مطلب :
برچسب ها :

جدا کردن دختر و پسر موجب اسلامی شدن دانشگاه نمی‌شوند

آیت الله جوادی آملی با بیان اینکه دانشگاه‌ها با ساختن نمازخانه و جدا کردن دختر و پسر اسلامی نخواهند شد، اظهار داشت: دانشگاه زمانی اسلامی می‌شود که علوم آن اسلامی شود.

آیت الله عبد الله جوادی آملی، بعد از ظهر امروز در دیدار دانشجویان شرکت کننده در پانزدهمین جشنواره قرآنی دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر کشور بر اسلامی شدن تمام دستگاه‌های وابسته به یک نظام اسلامی تأکید کرد و گفت: با برگزاری دعای کمیل یا نماز جماعت و جدا کردن دختر و پسر دانشجو و استاد متدین تربیت می‌شود اما دانشگاه اسلامی نمی‌شود.

وی ادامه داد: برگزاری مراسمات دینی از غیر از دانشگاه هم ساخته است اما آنچه که باید در دانشگاه حل شود همین مسئله علم دینی و سکولار است.

جوادی آملی افزود: اسلامی شدن دانشگاه‌ها در گرو اسلامی کردن علوم است و این مسئله ایست که تنها از طریق علمی حل می‌شود.این استاد حوزه علمیه اسلامی ساختن دانشگاه را با بیانیه و سفارش غیرممکن دانست و گفت: با سفارش و بخشنامه می‌توان مسجد ساخت و دعا برگزار کرد ولی نمی‌توان دانشگاه را اسلامی کرد.

وی خاطرنشان کرد: اگر دانش اسلامی نباشد آنچه در دل دانشجو رشد می‌کند غیر اسلامی است و نهایتا موجب می‌شود دنشجوی ما گرایشات غیر اسلامی پیدا کند.

جوادی تأکید کرد: درست است که رویکرد دانشگاه باید اسلامی باشد و افراد آن اهل دیانت باشند اما اصل اسلامی شدن دانشگاه فراتر از اینهاست. وی با بیان اینکه مسئله علم دینی و غیر دینی دغدغه تمام مردم دنیا شده است، اظهار داشت: بعضی می‌گویند علم سکولار و غیرسکولار ندارد در حالی که دقیقا بر عکس این مطلب است.

این استاد فلسفه اسلامی گفت: اگر در فلسفه علم، راه کج پیمودیم و به تجریه‌گرایی رسیدیم و شناخت را منحصر به حواس کردیم نتیجه‌اش می‌شود انکار هرآنچه به تجربه نمی‌آید.

وی ادامه داد: مرحله بعدی این تفکر تولید علم سکولار است که جهان را منقطع از مبدا آن بررسی می‌کند. جوادی آملی در خصوص مبانی علم اسلامی اظهار داشت: اگر بپذیریم که آنچه وجودش عین حقیقتش نیست، معلول است و نیازمند علت، به این نتیجه خواهیم رسید که این جهان خالق و حاکمی دارد که مبدا آن است.

وی افزود: در این صورت یک پزشک یا زمین‌شناس وقتی جهان را بررسی می‌کند می‌گوید در اینجا خدا چنین کرد و لحظه به لحظه به یاد خدا خواهد بود. مرجع تقلید شیعیان تصریح کرد: الان لاشه علم را در دانشگاه‌ها تدرس می‌کنند چرا که اول و آخر علوم که به مبدا و آفریننده می‌پردازد حذف شده است.

وی تأکید کرد: چنین دانشی اسلامی نیست و از دانشجو یک مسلمان نمی‌سازد ولی دانش اسلامی دانشجوی مسلمان تربیت می‌کند. این عضو جامعه مدرسین با بیان اینکه اگر موضوع دروس دانشگاه از حوزه اسلامی‌تر نباشد حداقل به اندازه آن اسلامی است، گفت: در دانشگاه فعل خدا را بررسی می‌کنند و در حوزه قول او را، پس چه طور ممکن است دروس حوزه دینی باشد اما دروس دانشگاه دینی نباشد.

وی خاطرنشان کرد: دانشمندان امروز می‌گویند طبیعت را مطالعه می‌کنیم در حالی که که خلقت را مطالعه می‌کنند. جوادی آملی اظهار داشت: ابتدا و انتهای خلقت را حذف می‌کنند و می گویند طبیعت و سپس همان را هم شبیه‌سازی می‌کنند و می‌گویند صنعت.

این مفسر قرآن کریم با بیان حدیثی از رسول الله(ص) علوم را به دو دسته علم بدن و علم دین تقسیم کرد و گفت: عده‌ای از این حدیث معنی ظاهری آن را برداشت می‌کنند در حالی که بزرگان معتقدند حتی علم پزشکی اگر در راه خدا باشد علم دین است اما علم دینی اگر برای دنیا و مقام خوانده شود علم بدن خواهد بود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
آیت الله روح الله قرهی در یکصد و هشتاد و هشتمین جلسه درس اخلاق خود که با موضوع "صفات مخلصین" در مهدیه القائم المنتظر (عج) برگزار شد، درباره دلیل رحمت خداوند به بندگان مخلص خود گفت: مخلَصین عالم، از گناه دورند! گناه عاملی است بر این که انسان به آن مقام الهی سرّ حضرت حق، نرسد.

به گزارش برنا، ایشان همچنین خطاب به افرادی که می‌خواهند به مقام مخلصین دست یابند، گفت: اگر می‌خواهی به اخلاص برسی، جزء مخلصین عالم شوی و برسی به آن مقامی که سر خداست راهش فقط و فقط دوری از گناه است.

آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح درس اخلاق آیت الله قرهی است:
دلیل اینکه خدای متعال، اخلاص را به بندگان خاصش هبه کرده است و مخلصین عالم به درجات عالی رسیدند -که از سر حضرت حق، یعنی اخلاص، بهره‌مند شدند- چیست؟ عرض کردیم حسب روایات، اخلاص سر خداست و ذوالجلال والاکرام این سر را به بندگان خودش، آن هم بندگان خاصش مرحمت می‌کند.

دلیل اصلی و عمده‌ای که اولیاء خدا بارها و بارها برای قرب حضرت حق هم این مطلب را تذکار دادند، این است که مخلَصین عالم، از گناه دورند! گناه عاملی است بر این که انسان به آن مقام الهی سر حضرت حق، نرسد.

لذا در باب این که چرا یک عده به این مقام می‌رسند، وجود مقدس مولی‌الموالی، امیرالمؤمنین، اسدالله الغالب، علی‌بن ابی‌طالب(ع) می‌فرمایند: «تَمَامُ الْإِخْلَاصِ تَجَنبُ الْمَعَاصِی»(1) اگر کسی بخواهد به اخلاص کامل برسد، تنها راه، دوری کردن از گناهان است!

چه می‌شود مخلِصین عالم مخلَص می‌شوند؟ مولی‌الموالی(ع) می‌فرمایند: دلیل این است که گناه نمی‌کنند. وقتی جدی چشم، دست، زبان و یک‌یک اعضاء و جوارح گناه نکردند و بالجد از گناه دور شدند، آن موقع است که انسان لذت عبادت مخلصین را می‌چشد.

اصلاً کسی که می‌خواهد دیگری عملش را ببیند، به تعبیر آن مرد عظیم‌الشأن و الهی، سلطان‌العارفین، آیت‌الله العظمی سلطان‌آبادی غرق در گناه است؛ چون گناه یعنی آن چیزی که غیر از خدا باشد.

مولی‌الموالی(ع) می‌فرمایند: مخلصین عالم به این خاطر به مقام اخلاص رسیده‌اند که مراقبه کردند و اجتناب از گناه داشتند. دیدید پیش هر کدام از این بزرگان و اولیاء الهی که انسان می‌رود و می‌گوید: آقا چه کنم راه را سریع طی کنم؟ همه یک چیز می‌گویند و آن این که گناه نکنید. گاه انسان متعجب می‌شود، می‌گوید: بله، گناه نکنم، اما یک راه دیگری را به من نشان دهید! امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: راه دیگری ندارد، تنها راه همین است!

اگر می‌خواهی به اخلاص برسی، جزء مخلصین عالم شوی و برسی به آن مقامی که سر خداست - وقتی خدا سر قرار داده، معلوم است که به همه این مقام را نمی‌دهد. دیگر بالاتر از این نعمت که قلب کسی مرکز اخلاص شود، نعمتی نیست که خدا به بنده‌اش بدهد - راهش فقط و فقط دوری از گناه است «تَمَامُ الْإِخْلَاصِ تَجَنبُ الْمَعَاصِی».

اگر انسان قرب الی الله می‌خواهد، باید دوری از گناه داشته باشد. اگر اخلاص می‌خواهد، با دوری از گناه است؛ یعنی کلید واژه‌ همه مطالبی که می‌تواند انسان را به اوج برساند، همین است. لذا نباید از این مقوله به شوخی بگذریم.

محک اخلاص
خدا حاج اسماعیل آقای دولابی را رحمت کند. ایشان می‌فرمودند: اگر خواستید امتحان کنید چه کسانی به مقام اخلاص رسیدند؛ یعنی کارشان فقط و فقط برای خداست، ببینید چقدر نسبت به مراقبه‌ این که گناه نکنند، جدی هستند. هر چقدر آن‌ها نسبت به این مطالب جدی شدند، بدانید طبعاً نسبت به مقام اخلاص نزدیکترند. این حال مخلصین عالم است!

پس راه رسیدن به اخلاص، این سر الهی از دیدگاه مولی‌الموالی(ع) این است: گناه نکن، به اخلاص می‌رسی!

چه زمانی انسان به کمال اخلاص می‌رسد و مقام مخلَصین عالم را پیدا می کند؟ - إنشاءالله عرض می‌کنیم که اگر کسی به مقام اخلاص رسید، چه خصوصیاتی برای او به‌وجود می‌آید. یکی این است که روایات ما می‌فرمایند: آسمان‌ها بر او سجده می‌کنند «وَ السمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ بِیَدِ الْمُخْلِص» - در فرمایش دیگری، حبیب خدا، طبیب دل‌ها، محمد مصطفی(ص) می‌فرمایند: «تَمَامُ الْإِخْلَاصِ اِجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ» آن موقعی که از محارم الهی اجتناب کند!

یعنی مقام اخلاص به ذکر و دعا نیست. فقط به این است که انسان گناه نکند و دوری از محارم داشته باشد. در این صورت است که پروردگار عالم آن سر الهی خودش یعنی اخلاص را به او مرحمت می‌کند.

در جلسات قبل عرض کردیم که چرا پروردگار عالم، اخلاص را به عنوان سر گفته و چیز دیگری را به عنوان سر بیان نفرموده است. به آن مباحث مراجعه بفرمایید. مگر آن سر عظمای حضرت حق را - با آن تعابیر و مسائلی که اولیاء هم تمثیل‌هایی زدند و عرض کردیم - به هر کسی می‌دهند؟! اگر بنا بود سر را به همه بدهند که دیگر سر نمی‌شد. به چه کسی می‌دهند؟ به آن کسی که گناه نکند و از محارم دور باشد. آن‌وقت ببیند که چقدر ذوالجلال والاکرام درب‌ها را برای او باز می‌کند.

معنای اجتناب از گناه
آیت‌الله العظمی آسید ابوالحسن اصفهانی فرموده بودند: گاهی پروردگار عالم برای امتحان کردن بندگانش، ابواب گناه را هم به وسیله ابلیس ملعون، جلوی آنها قرار می‌دهد.

کنز خفی الهی، آیت‌الله مولوی قندهاری به نقل از آیت‌الله العظمی آسید ابوالحسن اصفهانی می‌فرمودند: اتفاقاً آن‌ها که می‌خواهند به سر عظمای خدا یعنی اخلاص برسند، بدانند که پروردگار عالم آن‌ها را به ابوابی مبتلا می‌کند که در آن ابواب، امکان ورود به گناه است و اگر اجتناب کردند به اخلاص می‌رسند.

جالب است که در هر دو روایت هم لفظ اجتناب است. مولی‌الموالی(ع) فرمودند: «تَمَامُ الْإِخْلَاصِ تَجَنبُ الْمَعَاصِی» پیامبر(ص) هم فرمودند: «تَمَامُ الْإِخْلَاصِ اجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ».

آیت‌الله العظمی آسید ابوالحسن اصفهانی فرموده بودند: میرزای شیرازی بزرگ از برادر عرفانی و عالی خود آیت‌الله سلطان‌آبادی بزرگ پرسیده بودند: نظر شما راجع به اجتناب چیست که هر‌گاه می‌خواهند بگویند از گناهان دور شوید، هم پروردگار عالم و هم در روایات، لفظ اجتناب را آورد‌ه‌اند؟

آیت‌الله العظمی سلطان‌آبادی بزرگ(2) تعبیر بسیار زیبا و نابی را بیان فرمودند، فرمودند: اجتناب این نیست که پروردگار عالم می‌خواهد بگوید: در مقابل گناه قرار نگیری! برعکس، یک‌دفعه می‌بینید یک معامله شیرین برایتان پیش می‌آید، هیچ کسی هم از آن معامله شیرین خبر ندارد و می‌توانید راحت هم در آن معامله لقماتی را به دست بیاورید که صورت ظاهرش هم قانونی و حلال است اما خودتان می‌دانید که این لقمه، لقمه حرام است.

اجتناب یعنی این که پروردگار عالم می‌آورد آن را درب خانه‌ات می‌گذارد، حالا شما باید بگویید: نه. اجتناب یعنی آن زمانی که شما تصمیم گرفتید دیگر گناه نکنید، برعکس می‌شود و وسایل گناه برای شما فراهم می‌شود.

بارها شده است که جوان‌های عزیز به ما بیان فرمودند: آن موقعی که دیگر تصمیم می‌گیریم چشممان را کنترل کنیم و دیگر گناه نکنیم، برعکس، یک کسی با عشوه و رفتار آن چنانی در مقابل ما قرار می‌گیرد. اجتناب یعنی آن لحظه که گناه برایتان فراهم شد، گناه نکنید. آیا اجتناب یعنی این که گناه را برای شما برمی‌دارند؟! خیر، برعکس، گناه در مقابل شما قرار می‌گیرد و شما نباید انجام دهید.

«تَجَنبُ الْمَعَاصِی» یعنی اگر خواستید در مقام مخلصین عالم قدم بگذارید و به سر عظمای حق پی ببرید، گناهان برای شما پشت سر هم یکی، دوتا، ده تا، صد تا، مدام می‌آیند و شما باید آن قدر قوی باشید که این گناهان را انجام ندهید و از آنها دور شوید. بهدست آوردن لقمه حرام در معاملههای مختلف، برای شما پیش می‌آید. پول‌های کلان جلوی پای شما قرار میگیرد. گاهی شاید تا آخر عمر هم هیچ احدی نفهمد. زمینه فراهم است، خودتان هستید و پروردگار عالم، این‌جاست که باید اجتناب کنید؛ یعنی گاهی معاصی را جایی قرار می‌دهد که هیچ کس از آن‌چه که بین شما و خدا می‌گذرد، خبردار نمیشود.

باز شدن ابواب گناه!
لذا کنز خفی الهی، آیت‌الله مولوی قندهاری تعبیر بسیار عالی را داشتند. ایشان می‌فرمودند: به نظر می‌رسد اتفاقاً گاهی برای انسانی که می‌خواهد به سمت پروردگار عالم برود و قرب الهی را بگیرد، ابواب ذنب، معاصی و محارم (حرام‌ها) بیشتر باز می‌شوند. این‌جاست که شما باید مراقبه و اجتناب کنید. اجتناب یعنی راه باز است، راحت هم می‌توانید گناه کنید.

آشیخ رجبعلی خیاط راحت می‌توانست گناه کند. منزل خالی بود، اما خودش می‌گوید: وقتی آن دختر به من اعلان کرد، وحشت کردم و از منزل فرار کردم.

ابن‌سیرین جوانی بود که خدا جمال زیبا به او داده بود، ولی مقاومت کرد. شاگرد بزاز بود. آن‌قدر شهوت بر آن زن غلبه کرده بود که هر روز می‌رفت، پارچه می‌خرید و هر بار شعله شهوت او زیادتر می‌شد. یک روز رفت، چند طاقه پارچه ‌خرید - شیطان هم حمایت و کمکش ‌کرد - گفت: من نمی‌توانم بیاورم، بده شاگردت بیاورد. خودش به منزل رفت تا خود را مهیا کند.

ابن‌سیرین آمد، درب را زد، زن ‌گفت: پارچه‌ها را داخل بیاور. همین که داخل آمد، زن درب را بست و خود را در مقابل ابن سیرین با بی‌حیایی برهنه کرد و اعلان کرد که اگر با من نباشی فریاد می‌زنم که این می‌خواست با من عمل منافی عفت انجام دهد.

ابن‌سیرین چه کند؟! گناه جلوی او ظاهر شده است. این‌جاست که «اجْتِنَابُ الْمَعَاصِی» معنا می‌دهد. او توکل به خدا کرد و از پروردگار عالم یاری ‌خواست و به ظاهر اعلان کرد که من میروم تا آماده شوم. به بیت‌الخلاء رفت، در آنجا از آن کثافات بر‌‌داشت – چون در قدیم چاهی نبود و آن‌ها را برای کود حیوانی بر می‌داشتند- و به سر و صورت و لباس خود مالید. وقتی بیرون ‌آمد، زن دید آن جمال زیبا به کثافات انسانی متعفن شده است، در را باز ‌کرد و گفت: برو گمشو بیرون!

ابن‌سیرین می‌توانست به دامن گناه برود و بگوید: خدا! من دیگر چارهای نداشتم، او می‌خواست داد بزند و بعد هم به ظاهر اظهار توبه کند، اما این کار را نکرد. اجتناب از معاصی یعنی این که جلوی او گناه آماده بود، اما او از آن دوری کرد.

آن مرد الهی و عظیم‌الشأن، آیت‌الله العظمی ادیب فرموده بودند: ایشان از گناه اجتناب کرد و رفت با یک درهم یا دیناری خود را شست و تمام شد، اما در مقابل، پروردگار عالم به او چه‌ها که نداد! طوری شد که ابن‌سیرین هر‌جا می‌رفت بدون این که عطر بزند، بدنش بوی عطر می‌داد. تعبیر خواب پیدا کرد، ریاضی‌دان شد. یک شاگرد بزاز از گناه اجتناب کرد، خدا مقامی به او مرحمت کرد که همان مقام مخلصین است.

لذا راه ورود به اخلاص، آن سر عظمای الهی، همین اجتناب از معاصی است؛ یعنی مهم این است که به گناه و حرام نه بگویی و محکم بایستی.

سرعت جوان در رسیدن به اخلاص
جالب این است که پیغمبر اکرم، حضرت محمد مصطفی(ص) برای مخلصین عالم چهار نشانه بیان میکنند و در نهایت هم می‌فرمایند: در جوانهاست که این نشانه‌ها سرعت می‌گیرد و سرعت آن هم زیاد است.

جوان‌های عزیز! فرزندان عزیزم! شما راحت‌تر می‌توانید، چون طبیعی است گناه سراغ شما بیشتر می‌آید. گرچه سراغ همه می‌آید، اما بیشتر سراغ جوان می‌آید. اگر جوان اراده قوی داشت و به گناه نه گفت، چنان پروردگار عالم او را بالا می‌برد که اصلاً نمی‌شود حساب کرد.

آیت‌الله العظمی ادیب که یکی دو تا جوان را انتخاب کرده بود تا آنها را تربیت کند، به آیت‌الله العظمی دزفولی فرموده بودند: من می‌خواهم این‌ها طوری شوند که منِ احمد در مقابل این‌ها شاگردی کنم. آیت‌الله دزفولی تعجب کرده بودند، فرموده بودند: چطور؟

فرموده بودند: چون جوان در رسیدن به این مطالب سرعت می‌گیرد اما همانطور که پیر در جسم پیر شده و نمی‌تواند خیلی حرکت کند، در آن حالت روحی هم دیگر نمی‌تواند آن سرعت را داشته باشد، مگر آن که کسی در جوانی یاد گرفته باشد، که چنین کسی در پیری هم این سرعت را دارد.

دیدید یک کسی در کبر سن هم هست، می‌گویند: در زمستان یخ‌ها را می‌شکند و در آب سرد می‌رود؛ چون از جوانی تمرین کرده بود، جسم عادت کرده است.

اگر انسان از جوانی اخلاص و دوری از گناه را تمرین کند، چه اوجی می‌گیرد! اگر راه اخلاص «اجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ» و «اجْتِنَابِ الْمَعَاصِی» است، راه دیگرش این است که پیامبر(ص) می‌فرمایند: جوان می‌تواند سرعت بگیرد.

برای همین آیت‌الله العظمی ادیب فرموده بودند: من می‌خواهم کاری کنم که این دو نفر خلص همه اولیاء الهی بشوند؛ چون جوان هستند.

پس گفتیم: اینطور نیست که گناهی نباشد، اتفاقاً گناهان جلوی پای انسان قرار میگیرند، اما اگر از همان اول کنترل کردی و اجتناب از معاصی داشتی و محکم جواب نه دادی، برنده می‌شوی و راه رسیدن به اخلاص همین‌ است.

نشانه های مخلص
پیغمبر اکرم، حضرت محمد مصطفی(ص) فرمودند:«اما عَلَامَةُ الْمُخْلِصِ فَأَرْبَعَةٌ»(3) مخلصین عالم چهار نشانه دارند.

1- دلسوزی برای بندگان
اولین نشانه این است: «یَسْلَمُ قَلْبُهُ». مهم همین قلب است. میفرمایند: «الْقَلْبُ حَرَمُ اللهِ»(4). انسان نباید کسی را در این حرم الهی قرار دهد. از نشانه‌های مخلصین این است که قلب سلیم دارند - اصلاً راجع به قلب سلیم یک بحثی داریم که به فضل الهی بعدها که به آن برسیم، بیان میکنیم که قلب سلیم یعنی چه؟

یکی از نشانه‌های قلب سلیم این است که برای بندگان خدا خیر می‌خواهد و هیچ‌گاه بد کسی را نمی‌خواهد؛ یعنی برای بندگان خدا دل می‌سوزاند.

شب ولادت حضرت ثامن‌الحجج(ع) روایتی را خواندیم که وقتی از حضرت راجع به «لَتُسْئَلُن یَوْمَئِذٍ عَنِ النعِیمِ‏» سؤال کردند و آن‌ها طور دیگری گفتند، آن امام رئوف با یک حالت عصبانی و با صدای بلند جواب دادند: خیر، این‌ها نیست(5).

ذیل این مطلب شیخ مفید نکته بسیار عالی و بکری را دارند، ایشان می‌فرمایند: دلیل این که گاهی معصومین(ع) مطلبی را بلند بیان می‌کردند و داد می‌زدند درحالی‌که مرکز رحمت و رأفت بودند، این است که دلشان می‌سوخت، آنها خوبی را برای مردم می‌خواستند. اگر آنها یک موقعهایی تشر می‌زدند، تشر آن‌ها همان انذار است، «مُبَشراً وَ نَذیراً»(6) که نکند بندگان خدا به گناه مبتلا شوند. چون آنها خیرخواه امت هستند.

مگر خود خدا به حبیبش نفرمود: «لَعَلكَ باخِعٌ نَفْسَكَ»(7) حبیب من! بس است دیگر، داری خودت را به هلاکت می‌اندازی «أَلا یَكُونُوا مُؤْمِنینَ» که چرا این‌ها ایمان نمی‌آورند.

پس یکی از خصایص قلب سلیم این است که دلش می‌سوزد. گاهی دیدید پدر و مادر از روی دل‌سوزی این حالت را دارند. مثل الآن که زمستان است، اگر بچه پای بخاری برود، می‌گویند: جیز است، اگر یک موقعی متوجه نشود، گاهی روی دستش هم می‌زنند. آیا زدن روی دست دشمنی است؟ خیر، او را دوست دارند، به او عشق می‌ورزند، نمی‌خواهند او بسوزد. او را می‌زنند که یادش باشد رفتن به سمت بخاری خطر است.

قلب سلیم این خصوصیت را دارد. برای دیگران بد نمی‌خواهد. نمی‌گوید: برو خودت را در آتش بینداز. دلش می‌سوزد، می‌گوید: حیف است. این‌ها به سمت گناه نروند.

پیغمبر(ص) و مولی‌الموالی(ع) دلشان برای من و تو سوخته است. این حالت آنها است. مخلصین عالم هم همین حال را دارند، قلبشان سلیم است.

به خدا قسم این‌قدر پیغمبر(ص) و مخلصین برای ما دل‌سوزی کردند که یک مواقعی آسید هاشم حداد می‌فرمودند: وقتی آیت‌الله قاضی میخواستند بفرمایند: «وَ أَشْهَدُ أَن مُحَمداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ»، گاه می‌دیدیم آقا به حالت ده دقیقه نمی‌توانستند ادامه دهند، دائم می‌گفتند: «وَ أَشْهَدُ أَن مُحَمد ...»، « وَ أَشْهَدُ أَن مُحَمد ...» ... و همین‌طور اشک اجازه نمی‌داد. یک مرتبه فرمودند: این دل‌سوزی نبی مکرم و قلب سلیم پیامبر(ص) جلوی چشمم می‌آید، کباب می‌شوم. این حبیب خداست. آنها این‌طور هستند.

چه کنیم مخلص شویم؟ «اجْتِنَابِ الْمَعَاصِی»، «اجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ». آن‌وقت چطور می‌شود که قلبمان سالم شود؟ معلوم است قلبی که در آن گناه و حرام نبود، به سمت قلب سلیم می‌رود، یعنی سالم میشود. اصلاً اسلام هم از سلم است، یعنی سالم است.

اگر گناه نکردی، سالم هستی. بعد ببین چه می‌شود! ملک مقرب چنان با اشتیاق میآید که عرض کردم آسید هاشم حداد - که خودشان هم همین‌طور بودند – فرمودند: آیت‌الله قاضی را میدیدیم گاه در نماز با دست اشاره می-کردند. میپرسیدیم: آقا چه هست؟ می‌فرمودند: ملائکه‌الله دور من هستند، رکوع می‌روم، به من رکوع می‌کنند. سجده می‌روم، به من سجده می‌کنند. قیام می‌کنم، رو به من قیام می‌کنند، نه رو به قبله. من برای این که حواسم پرت نشود، با اشاره دست میگویم بروید که حواسم به خدا باشد.

خدا علامه طهرانی را رحمت کند، ایشان نکته بسیار نابی را به نقل از آسید هاشم حداد میفرمودند. میفرمودند: یک موقعی آیت‌الله قاضی در اواخر عمر فرمودند: هرچه ما به این‌ ملائکه‌الله می‌گفتیم بروید، نمی‌رفتند، می‌گفتند: ما با اشتیاق کامل مِن ناحیه الله مأمور هستیم، به شما سجده کنیم. بنده خدا این است. خدا هم فرموده است: «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا»8- این‌ها اشتیاق داشتند.

2- تسلیم بودن اعضا و جوارح
وقتی بنده خدا از گناه دور شد، قلبش سلیم شد و پاکِ پاک شد، دیگر معلوم است اعضاء و جوارح او هم تسلیم خداست. دیگر تسلیم گناه نیست، تسلیم خداست. لذا حضرت می‌فرمایند: دومین خصوصیت مخلص این است: «وَ یَسْلَمُ جَوَارِحُهُ» اعضاء و جوارحش تسلیم خداست.

وقتی گناه نبود، معلوم است تسلیم نور است. وقتی ظلمات نبود، معلوم است این حرم (قلب)، حرم خدا می‌شود. حرم که حرم خدا شد؛ چون جایگاه امر به اعضاء و جوارح قلب است، اعضاء و جوارح هم الهی و تسلیم خدا میشوند، دیگر تسلیم شیطان نیستند، دیگر تسلیم گناه و حرام نیستند.

آن مرد الهی، آیت‌الله العظمی ادیب تعبیر بسیار عالی را داشتند، می‌فرمودند: این‌جاست که دیگر هر کسی خودش می‌تواند بفهمد که چقدر من به گناه علاقه یا تنفر دارم.

در آن مباحث گناه بیان کردم، بعضی از اولیاء نمی‌توانستند اسم گناه را به زبان بیاورند. مثلاً فقه تدریس می‌کردند اما اسم زنا را بیان نمیکردند، می‌گفتند: آن عمل شنیع! یک بار اسم آن را می‌آوردند، دیگر می‌گفتند: نمی‌توانم! آنها از اسم زنا فراری و متنفر هستند، چه برسد نعوذبالله نستجیربالله به فکر زنا. اسمش برای آنها زشت جلوه می‌کند.

در مثال مناقشه نیست، دیدید وقتی کسی در عشق‌های مجازی دنیا - که گاهی خیلی هم بدبخت می‌شوند - از کسی ضربه می‌خورد، می‌گوید: دیگر اسمش را هم نیاور. یا یک کسی به مواد مخدرگرفتار شده بوده، حالا رفته آن دوره‌ها را دیده جسمش پاک شده، می‌گوید: دیگر از اسمش بدم می‌آید و تنفر دارم؛ چون هرچه ضربه خورده، همسر و بچههایش را از دست داده، از این مواد لعنتی بوده، حالا می‌گوید: دیگر از اسمش هم متنفرم.

مخلصین عالم از اسم گناه هم بدشان می‌آید. لذا اعضاء و جوارح آنها تسلیم خدا می‌شوند. وقتی اعضا و جوارح دیگر دست شیطان نبود، معلوم است دست کیست؟ دست خدا است. بالعکس اگر دست خدا نبود، دست شیطان است.

معلوم است اگر دست خدا باشد، این ید، یدالله می‌شود. این عین، عین‌الله می‌شود و این لسان، لسان‌الله می‌شود. می‌دیدیم امثال آیت‌الله حق‌شناس یک روایتی را می‌خواندند، گاهی انسان این روایت را قبلاً خودش خوانده و به تعبیر طلبه‌ها منبرش هم رفته بوده اما وقتی ایشان می‌خواند، کأن تازه بود، چرا؟ چون وقتی از قلب تسلیم شده خدایی بیرون بیاید این زبان هم زبان خدا می‌شود، بر دل مینشیند. ولو به این که لحظاتی به دل قسی من بنشیند بعد بروم فراموش کنم، اما حداقل آن موقع چنان آرامش به انسان می‌دهد که احساس می‌کند برای اولین بار است که این مطلب را می‌شنود؛ چون از لسان‌الله بیرون آمده. لسانی که گناه نکند، لسان خدا می‌شود.

بلوتوث روشن!
این که امام فرمودند: من از چهره آیت‌الله شاه‌آبادی بیشتر علم گرفتم، برای این است که وقتی وجه الله بشوی، همین‌طور می‌شود. آن‌وقت است که «النظَرُ إِلَى وَجْهِ الْعَالِمِ عِبَادَةٌ»(9) نظر به چهره عالم عبادت می‌شود، چرا؟ چون این وجه عالم الهی و ربانی، وجه خداست. این صورت دیگر صورت آشیخ محمدعلی شاه‌آبادی نیست، این وجه خدا است که نگاه به او علم می‌دهد.

البته آن طرف هم زمینه‌اش را باید داشته باشد، مثل بلوتوث. برای بلوتوث کردن باید بلوتوث طرف مقابل هم روشن باشد و گیرایی داشته باشد. با این موبایل‌هایی که اصلاً بلوتوث ندارند، نمی‌شود. اگر وجود انسان هم گیرایی نداشته باشد که نمی‌شود. امام آن گیرایی را داشت، آیت‌الله العظمی شاه‌آبادی هم علم را میداد. خیلی‌ها پیش آیت‌الله العظمی شاه‌آبادی بودند، چرا نگرفتند؟!

این که وجه عالم مرکز عبادت می‌شود، همین است؛ چون صورت خدایی شده، زبان خدایی شده، چشم خدایی شده. عرض کردیم یک نگاه نافذ حاج میرزا علی‌اصغر هرندی آن شخص را که خودش قمار‌باز قهار، تلکه‌بگیر و به تعبیری رئیس قمار‌بازها بود، نجات داد. خودش می‌گوید چنان نگاه نافذ این مرد الهی روی قلبم اثر گذاشت که همین که داشت به سمتم می‌آمد، فهمیدم می‌خواهد یک خبرهایی شود.

البته خود ایشان هم ارادت به علما داشت. خودش می‌گفت: من هرجا عالم می‌دیدم، سریع تعظیم میکردم و میگفتم: سلام علیکم آقاجان! لذا یک نگاه نافذ این مرد الهی، او را دیگر از گناه بیرون آورد و تغییر داد. اینجاست که عین، عین الله النافذه می‌شود؛ چون اعضا و جوارح تسلیم خدا شده و این دومین خصوصیت مخلصین است.

3- خیرخواه بندگان
نشانه سومی که دارند، این است: «وَ بَذَلَ خَیْرَهُ» خیرخواه مردم هستند و بذل می‌کنند.
عرض کردم آیت‌الله دزفولی از جمهوری الآن (شاه‌آباد سابق) رد می‌شدند. وقتی وضعیت آن خانمی را که به خاطر آن حالت مستی برهنه‌اش کرده بودند و خودکشی کرده بود و آن‌طور افتاده بود، دیدند، عبای خودشان را بر روی او انداختند و به او خیر رساندند، نگذاشتند حیثیت و آبروی او برود.

مرحوم سراج در مورد ایشان می‌فرمودند: گاه مخصوصاً آیت‌الله دزفولی می‌رفتند ببینند اگر کسی یکخورده از این وضع بدمستی که خودش در آن‌جا پیدا کرده، حالت پشیمانی دارد و وضعش بد است - دعای مادری، کسی پشت سر اوست - سریع او را ببرند و روی او کار کنند. خیرشان می‌رسید. یکی هم این که انسان خیر مادیاش برسد، کمک کند و دست دیگران را بگیرد. مخلصین عالم خیرشان به دیگران می‌رسد.

«وَ كَف شَرهُ» و شرش به هیچ عنوان به کسی نمی‌رسد و از بدی کردن خودداری می‌کند. مخلصین عالم اینگونه هستند. اصلاً از بدی بدشان می‌آید، آنوقت چطور می‌توانند بدی کنند؟!

آیت‌الله العظمی آسید احمد آقای خوانساری - که امام فرمودند: ایشان اتقی‌الاتقیاء هستند - همسری داشتند که خیلی آقا را اذیت می‌کرد. حتی اگر در خانه آقا می‌آمدند، می‌گفتند: با آیت‌الله العظمی خوانساری کار داریم. می‌گفت: کدام آیت‌الله؟ بروید و به آقا فحاشی می‌کرد! گاهی آقا را با خاک‌انداز می‌زد. یک مرتبه دیدند سر آقا شکسته، به خصیصینشان گفته بودند: این مرحمتی خانم است!

مرحوم فلسفی تعریف می‌کردند: یکی از آقایان (ظاهراً آیت‌الله خنده‌آبادی) به ایشان گفته بود: آقا! شما چرا این‌طور صبوری می‌کنید؟ طلاقش بدهید برود. گفته بودند: کجا رهایش کنم، بیچاره جایی را ندارد برود، من صبر می‌کنم! احساس می‌کردند اگر او را رها کنند، برایش شر می‌شود.

مخلصین عالم اینگونه هستند. البته این امتحان‌ها را خدا برای هیچ کسی نیاورد. یک موقع خانمی یک چیزی می‌گوید، آقا سریع موضع‌گیری می‌کند و نعوذ بالله ... بشکند دست مردی که روی زنش بلند شود، او مرد نیست، نامرد است.

مخلصین عالم شرشان به هیچ کس نمی‌رسد، مواظب هستند. این را پیامبر دارند میفرمایند. این فرمایش حبیب خدا، خاتم انبیاء، محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله و سلم) است. این حال مخلصین عالم است. اگر بخواهیم این حال را پیدا کنیم، باید از گناه و همه بدی‌ها دور بشویم. اگر خواستیم به خدا نزدیک شویم راهش فقط اخلاص است.

توسل شبانه
یک نکته هم به ما که ضعیفیم گفتند و آن این که توسل داشته باشیم. از وجود مقدس آقاجانمان امام زمان(‌صلوات الله علیه و عجل الله تعالی فرجه الشریف) بخواهیم. بگوییم: آقاجان، امام زمان! ما بلد نیستیم، ما جاهلیم، ما نمی‌دانیم چه کنیم.

بارها عرض کردم، شب‌ها موقعی که داری می‌خوابی، از بستر جدا شو، یک چند دقیقه‌ای را با آقا جانت، امام زمان(‌صلوات الله علیه و عجل الله تعالی فرجه الشریف)‌ خلوت کن. حرف بزن. این‌قدر آقاجان دوست دارد انسان با او حرف بزند.

بگوییم: آقا جان! ما نمی‌فهمیم، ما جاهلیم. آقاجان! تو دست ما را بگیر. ما را به سمت اخلاص ببر. ما را به سمت بندگی خدا ببر. آن‌وقت چه مزهای دارد، چه شیرینی دارد، چه لذتی دارد که آقا دست ما را بگیرد و به این صراط مستقیم ببرد.

یابن‌الحسن! آقاجان! به فدایت شوم، اگر یک آن، عنایتت از ما برداشته شود، بدبختیم. اما تو به ملائکه‌الله دستور بده – که همه چیز در سیطره خلیفه خداست – و بگو: این را کنترل کنید، تا به سمت گناه رفت، تنفر از گناه در دلش بیاورید تا اجتناب کند. آقا جان! ما را رها نکن. ما گدایان کوی توییم یابن‌الحسن!

پی نوشت:
1- بحارالأنوار، ج: 74، ص: 215، باب: 8
2- فضایل آیت‌الله العظمی سلطان‌آبادی را در مباحث قبل عرض کردیم. شمه‌ای از آنها این بود که این مرد الهی غیب‌گو و آینده‌نگر بودند. به شیخ شهید، شیخ فضل‌الله نوری، در‌حالی‌که جوان بود، فرمودند: تو همان شیخی هستی که در تهران به دارت می‌زنند! به آیت‌الله العظمی حائری یزدی هم در جوانی بیان فرمودند: تو مؤسس حوزه علمیه قم هستی!
3- بحارالأنوار، ج: 1، ص: 121، باب: 4
4- بحارالأنوار، ج: 67، ص: 25، باب: 43
5- عیون اخبار الرضا، ج:2، ص: 129
6- اسراء/ 105
7- شعراء/ 3
8- یقره/ 34
9- بحارالأنوار، ج: 1، ص: 195



نوع مطلب :
برچسب ها :
یکشنبه 24 مهر 1390 :: نویسنده : عبدالكریم احمدی

 

بانگاه به تصویر زیر آیا شما خواهر من باز هم باخود اینگونه رفتار میکنید؟؟؟

 





نوع مطلب :
برچسب ها :

به گزارش مشرق به نقل از صراط، احمد منتظری فرزند مرحوم منتظری با شركت در یكی از برنامه های رادیو فردا با ارائه تفسیری از قران در رادیوی وابسته به سازمان سیا، در پاسخ به سوالی در خصوص حكم ارتداد گفت:ما تابع قرآنیم و قرآن صریحا می‌گوید كه اگر كسی از دین خارج شود اعمال او تباه است و جزای او جهنم است.

وی در ادامه افزود: قرآن به اینكه باید او را كشت، هیچ اشاره‌ای ندارد و بنابراین نمی‌شود روایتی بیاید بر ضد قرآن حكم كند و روایت صریح داریم كه هر روایتی برضد قرآن بود آن را كنار بگذارید و دور بیاندازید.

قابل توجه آگاهان اسلامی که حکم ارتداد را در مورد سلمان رشدی به نوشته کتاب آیات شیطانی وی ،امام خمینی ره صادر کرده بود و این کیست وفرزند کدام مرجع تقلید! است که امروز این سخنان را به لب جاری میکند؟؟؟





نوع مطلب :
برچسب ها :

نامه تفصیلی دانشجویان اخراجی دانشگاه مفید قم خطاب به مسئول کمیته انظباطی این دانشگاه بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
«رَبّ‏ِ اشْرَحْ لىِ صَدْرِى وَ یَسِّرْ لىِ أَمْرِى وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانىِ یَفْقَهُواْ قَوْلىِ»
یا مولانا یا صاحب الزمان ؛ ادرکنا ، ادرکنا ، ادرکنا
مسئول محترم کمیته انضباطی مرکزی
جناب آقای شمسیان
سلام علیکم
پیرو صدور احکامی برای تعدادی از دانشجویان ولایی و بسیجی دانشگاه مفید به اتهامات واهی و بدور از واقعیت از جمله تجمع و … – که به تفصیل خواهد آمد – نکاتی چند به استحضار مبارک می‌رسانیم:
۱- اتفاقات اخیر دفعی و خلق الساعه نبود:
وقایع پیش آمده در این قضیه،‌ پدیده‌ای خلق الساعه و دفعی و تحت تاثیر احساسات و هیجانات دفعی و انفجاری دانشجویان نبوده بلکه این اتفاقات، معلولی عللی است که سال‌های سال عموم دانشجویان و به ویژه دانشجویان ولایی و بسیجی دانشگاه را آزار می‌داده است. این ریشه‌ها و علل را باید در روش و منشی که دانشگاه مفید طی سالیان متمادی در پیش گرفته است، جستجو نمود. لذا در ادامه فرآیندی که موجب انباشته شدن انبوهی از دردهای فروخورده گردید و به صورت یک سوال جمعی خود را نشان داد، به عرض می‌رسد.
۲- هدف تاسیس دانشگاه مفید: اسلامی سازی علوم انسانی و کمک به کارآمدی نظام اسلامی
همانگونه که مستحضرید دانشگاه مفید (ره) سالها پیش با اهداف مقدسی نظیر «مطالعه و تحقیق در علوم و معارف اسلامی و بازبینی و بازنگری در علوم انسانی بر اساس مبانی و موازین اسلامی» (مطابق ماده (۱) اساسنامه _ مصوب جلسات۱۵۰, ۱۵۱ و ۱۵۸ شورای عالی انقلاب فرهنگی در ۱۰/۳ /۱۳۶۷ , ۱۷/۳/۱۳۶۷ و ۴/۵/ ۱۳۶۷) توسط یکی از مراجع تقلید تاسیس گردیده و در ابتدا دغدغه‌های مقدسی در جهت خدمت به اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله وسلم) و نظام اسلامی را داشته است؛ که به درستی، اهتمام به این مهم یکی از دغدغه‌های معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) بوده و نیز همواره مورد تاکید حضرت امام خامنه‌ای (مد ظله العالی) می‌باشد.
۳- عملکرد دانشگاه مفید در عرصه نظری: حرکت در جهت عکس اهداف و انکار هویت واقعی خویش:
هرچند ورود اندیشمندان حوزوی به عرصه «بازنگری در علوم انسانی بر مبنای موازین اسلام» و احتمالاً صرف وجوهات شرعی برای پرداختن به این موضوع، به عنوان یک نیاز در جامعه علمی نظام اسلامی قابل تقدیر می‌باشد‌، اما متاسفانه در سالهای اخیر این دانشگاه بجای نقش آفرینی در جهت خدمت‌رسانی علمی و فکری به نظام اسلامی، به محلی برای زیر سوال بردن ارزشهای اسلام و انقلاب و نظام اسلامی و نیز ترویج و توسعه علوم انسانی غربی – که به تعبیر امام خامنه‌ای ذاتا مسموم‌اند – تبدیل گردیده و این تا آنجا ادامه یافته که نه تنها دانشجویان بلکه حتی تعداد قابل توجهی از طلاب و روحانیون را نیز در مسیر غرب و غرب‌زدگی قرار داده است. با کمال تاسف این روند نیز روز به روز تقویت و تشدید می‌گردد و اموری نظیر نفی و انکار و متاسفانه گاهی تمسخرِ ارزش‌های اسلام و حرمت شکنی از احکام مسلم و قطعی آن در این دانشگاه – که متاسفانه منسوب به یکی از مراجع تقلید نیز می‌باشد – امری عادی تلقی می‌گردد‌. به طور نمونه حکمی نظیر قصاص که از محکمات قرآن بوده و انکار آن توسط جبهه ملی، موجب اعلام ارتداد آنان از سوی حضرت امام خمینی (ره) شد، در کلاس‌های دانشگاهی که با هدف خدمت به اسلام و اسلامی‌سازی علوم انسانی (!!!) تاسیس شده‌، توسط اساتید آن نه یک‌بار، بلکه بارها زیر سوال برده شده و انکار می‌گردد. (اسناد آن موجود است)
حرمت‌شکنی‌ها به این جا ختم نمی‌شود؛ بلکه ارزش‌هایی چون «ولایت فقیه» – که ستون فقرات نظام و انقلاب و حاصل یک تاریخ خون و خون‌دل است – هدف شبهه‌افکنی‌های متعدد و مستمر واقع می‌شوند.
این قبیل اقدامات که متاسفانه شایع و رایج گشته، و به شکل‌های گوناگون در کلاس‌ها و غیر آن، بسیار اتفاق می‌افتد، دقیقا در جهت عکس اهداف دانشگاه و در واقع انکار هویت واقعی دانشگاه است.
۴- عملکرد دانشگاه مفید در عرصه عملی: جولانگاه عناصر مخالف نظام و حرکت در جهت تضعیف نظام اسلامی
علاوه بر حرمت شکنی‌ها و نقض ارزشها در عرصه نظریه پردازی، در عمل نیز دانشگاهی که با هدف مقدس خدمت به اسلام و انقلاب تاسیس گردیده است، به محلی برای جولان عناصری که چون آفتاب، نقش موثر آنان در فتنه سال ۸۸ بر عوام و خواص قابل انکار نیست (و بارها و بارها نیز توسط نیروهای اطلاعاتی دستگیر شده و در مجامع قضایی نیز جرم آنها به اثبات رسیده)، تبدیل شده است.
هر کس که با انقلاب عظیم اسلامی، و با نظام مقدس اسلامی زاویه‌ای می‌یابد و از صراط مستقیم انقلاب خارج می‌شود، دانشگاه مفید را بهترین پناهگاه برای خود و دغدغه‌ها و فعالیت‌های خویش می‌یابد.
دانشگاهی که برای تقویت نظام تاسیس شده است، اینک میدان تجمع عناصری گشته که حتی در پی براندازی نظام از جمله در فتنه ۸۸ بوده و هستند. (الا القلیل ممن وفی لرعایة الحق)
۵- عملکرد دانشگاه مفید در عرصه فعالیت‌های فرهنگی و دانشجویی: بستن فضای کار فرهنگی و اِعمال یک شبه دیکتاتوری
همه این دردها از جمله انکار احکام و ارزش‌های قطعیِ اسلام و انقلاب و تلاش‌های عملی برای تضعیف آنها، هنگامی به اوج می‌رسد،‌ که اینان علی‌رغم ادعای آزادی و گفتگو و احترام به دیدگاه‌های مخالف و … ، فضای کار دانشجویی و فرهنگی را نیز بسته‌اند و برخلاف نص صریح اساسنامه دانشگاه مبنی بر پیروی از قوانین وزارت علوم در مورد فعالیتهای فرهنگی در دانشگاهها (مطابق با اساسنامه _ مصوب جلسات۱۵۰, ۱۵۱ و ۱۵۸ شورای عالی انقلاب فرهنگی در ۱۰/۳ /۱۳۶۷ , ۱۷/۳/۱۳۶۷ و ۴/۵/ ۱۳۶۷) ، با فعالیتهای فرهنگی دانشجویان دلسوز نیز به شدت مقابله کرده و عرصه را به ویژه در سالهای اخیر، جهت انجام فعالیت‌های فرهنگی به شدت تنگ نموده‌اند، تا جایی که در ترم‌های اخیر این فعالیت‌ها به طور نسبی تعطیل شده است‌.
جهت استحضار شما عزیزان به طور نمونه به برخی از مصادیق بارز آن در ذیل اشاره می‌کنیم‌:
جلوگیری از انجام هرگونه فعالیت فرهنگی به طور مطلق به بهانه تدوین آیین‌نامه کانون‌های دانشجویی که در نهایت با اعتراض متحد همه کانون‌های دانشجویی و فعالان فرهنگی دانشگاه و صدور بیانیه در اعتراض به وضع موجود مواجه شد. (رونوشت بیانه فعالان فرهنگی دانشگاه به عنوان سند در پیوست به شماره ۱ موجود می باشد.)
عدم تعیین رئیس برای اداره امور فرهنگی که مسئول مستقیم رسیدگی به فعالیت‌های فرهنگی و دانشجویی می‌باشد. حدود یک سال و نیم است که میز و صندلی خالی رئیس این اداره، هر دانشجویی را که تصمیم فعالیت فرهنگی به ذهنش خطور کند، با یاس و نا‌امیدی مواجه می‌نماید.
اطاله روند هماهنگی‌های فرهنگی، احتمالا با هدف دلسرد نمودن دانشجویان دغدغه‌مند، به این صورت که اگر یک کانون فرهنگی بخواهد، بنری شامل حتی یک حدیث در محیط دانشگاه نصب نماید، باید از کارمندِ اداره امور فرهنگی شروع کرده‌، سراغ رئیس اداره که یک سال و نیم قبل موجود بود، رفته و پس از تسلیم نامه درخواست به معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشگاه، منتظر کسب اجازه ایشان به ترتیب از راس تا ذیل باشند و سپس اگر اجازه صادر گردد (که بعید است !!!) زمان مطرح شدن این موضوع در شورای فرهنگی دانشگاه فرا برسد … این روند حداقل یکی دو هفته به طول می‌انجامد و هر چقدر هم شخص دغدغه‌مند باشد، رفته رفته از این روند خسته شده و اسباب ناامیدی و یأس وی فراهم می گردد‌.
(مصداق بارز این اطاله هماهنگی‌ها در جریان درخواست نصب یک بنر عرض تبریک به مناسبت سال جدید توسط کانون شاهد و ایثارگر دانشگاه اتفاق افتاد و پس از حدود یک هفته رفت و آمد سرانجام اجازه نصب آن صادر نگردید. (اسناد آن نیز موجود است که در صورت نیز ارایه خواهد شد.)
تجمیع تمامی کانونهای دانشجویی و انجمن‌های علمی دانشجویی در یک اتاق، که به هر کانون فرهنگی، مساحتی حدود ۶ متر تعلق می‌گیرد و بیشتر به کیوسک بلیط فروشی می‌ماند تا کانون فرهنگی – دانشجویی که قرار است، محل تجمع فعالان فرهنگی جهت تبادل نظر و انجام فعالیتهای فرهنگی باشد‌.
این اقدام مسئولین دانشگاه بیشتر با هدف دلسرد کردن و توهین به فعالان فرهنگی دانشگاه صورت گرفت، که جهت اطلاع شما خالی از لطف نیست؛ عرض نماییم بعد از گذشت حدود یک و نیم سال از انتقال دفاتر کانون‌ها به این اتاقک های کوچک‌، هیچ کانونی به صورت فعال در آنها مستقر نشده و عملاً کاربردی ندارد‌. ( قبلا توسط بازرسان محترم وزرات علوم در بازدیدی که از دانشگاه صورت گرفته بود به سمع و نظرشان رسیده است)
همچنین موارد دیگری نیز برای استناد وجود دارد که بیان آنها در این مجال نمی‌گنجد‌.
۶- عملکرد دانشگاه مفید در تعامل با دانشجویان ولایی و انقلابی دانشگاه و فعالیت‌های فرهنگی آنان:
فشار مضاعف، جلوگیری از تقویت و پر و بال باز کردن و حتی برخورد ناعادلانه و تبعیض‌آمیز با سوء استفاده از ابزار‌های قانونی
دردِ خراش‌اندازی به چهره ارزش‌های اسلام و انقلاب و نیز بستن فضای فعالیت‌های فرهنگی دانشجویان، باز به اضعاف مضاعفه تبدیل می‌گردد، هنگامی که مشاهده می‌کنیم، دانشگاه مفید به دانشجویان ولایی و انقلابی عنایت ویژه دارد.گویا تنها استخوانی که در گلوی برخی در درون دانشگاه گیر کرده و آزارشان می‌دهد،‌ حضور و مهمتر از آن تاثیر‌گذاری دانشجویان حزب‌الهی، در فضای عمومی دانشگاه است. پیامی که عملکرد مسئولین دانشگاه مفید انتقال می‌دهد این است که این دانشگاه مال ماست و آن را برای خود ساخته‌ایم و تنها کسانی حق بهره‌مندی از امکانات و تاثیر در فضای این دانشگاه را دارند، که اولا از ما اجازه‌ بگیرند، ثانیا هم‌فکر ما باشند.
سال‌هاست دانشگاه فشار بی‌حد و اندازه‌ای به دانشجویان ارزشی وارد می‌کند، طاقت ما را به سر آورده و تحمل آن را برای ما ناممکن نموده است. به امید تأمل مسئولین دلسوز و انقلابی ذی ربط، به اندکی از بسیار‌ها، به صورت مصداقی و کاملاً مورد به مورد اشاره می‌کنیم‌:
*ممانعت از نصب تصویر امام راحل و عظیم الشأن (ره) و رهبر معظم انقلاب (مد ظله العالی) در اتاق‌های شخصی دانشجویان در خوابگاه دانشجویی و برخورد با اشخاصی که عکس این عزیزان را در اتاقشان نصب نموده‌اند‌.
*جلوگیری از دعوت سخنرانان ارزشی و انقلابی حتی همچون استاد رحیم‌پور ازغدی، پناهیان و … جهت پاسخگویی به این سم‌زایی‌های نظری در فضای دانشگاه‌. این درحالی است که افراد معلوم الحالی که از صحنه گردانان فتنه سال ۸۸ بوده‌اند، به راحتی جهت سخنرانی (یا به عبارت بهتر حرمت شکنی و نقض ارزشهای اسلام‌، نظام اسلامی و انقلاب) دعوت می‌گردند‌. (اسامی این افراد و اسناد مربوطه در جلسه شورای فرهنگی دانشگاه مطرح گردیده است و شفاها به دبیر کانون اعلام گردیده است)
*یکی دیگر از مصادیق ظلم در حق دانشجویان ارزشی این است که برگزارکننده‌گان تجمعات غیر قانونی که از دانشجویان دارای تفکرات هم سو با دانشگاه هستند‌، در پی برگزاری تجمعات غیر قانونی پیاپی همراه با جنجال و دعوت گسترده و عمومی برای حضور‌، با اغراض کاملاً سیاسی و ضد نظام و همسو با دعوت رسانه‌های بیگانه در دانشگاه‌، به نحوی که نظم دانشگاه را به هم زده و برای روند آموزشی مشکل ایجاد نموده بود‌، با سکوت مطلق دانشگاه در برابر این نقض علنی قانون مواجه شده و حتی یکی از آنان نیز به کمیته انضباطی احضار نمی گردد‌. درحالی که با مراجعه چند دانشجوی ولایی به دفاتر آنها‌ برای پرسیدن سوال از مسئولین دانشگاه، این دانشجویان به جرم تجمع غیر قانونی محکوم به اشد مجازات شده‌اند. (فیلم تجمعات غیر قانونی و سکوت مطلق دانشگاه به عنوان سند در پیوست به شماره ۲ موجود می باشد.).
*مورد دیگر بی‌عدالتی و رفتار مغرضانه با دانشجویان حزب الهی را می‌توان در تجمع گسترده دیگری که در روز ۵ خرداد در خوابگاه دانشجویی برگزار شد و حدود ۱۰۰ نفر از دانشجویان طی برگزاری تجمع غیر قانونی و دعوت گسترده از دانشجویان برای حضور در این تجمع مشاهده نمود، که با حضور فوری مسئولین و برگزاری جلسه مبنی بر بررسی مطالبات آنان در خارج از وقت اداری‌؛ به هیچ یک از دانشجویان کوچکترین تذکری هم داده نشد، ولی متاسفانه در مورد دانشجویان ارزشی به صرف درخواست وقت ملاقات با مسئولین، با اشد مجازات در نظر گرفته شده در آیین نامه، روبه رو می‌شوند‌. جالب اینجاست در مورد دانشجویان ارزشی که با دغدغه دین و انقلاب و ارزشها مطالبات به حقی دارند، هیچ یک از مسئولین دانشگاه حتی در درون دانشگاه و در ساعت اداری که موظف به پاسخگویی می‌باشند، وقت ندارند‌، اما در مورد بقیه دانشجوها خارج از وقت اداری و خارج از دانشگاه، برای شنیدن مطالباتشان خدمت می‌رسند‌. (تصاویر تجمع غیر قانونی دانشجویان در ۵ خرداد ۹۰ نیز در اسناد موجود می باشد‌ که در صورت نیاز ارایه خواهد گردید)
*در تاریخ سه خرداد ۹۰ در بعد از مراسم سخنرانی مجید انصاری، یکی از دانشجویان همسو با دانشگاه، سیلی محکمی به صورت یکی از دانشجویان ارزشی می‌زند، دانشجوی ارزشی با صبری مالک و سلمان‌گونه از پاسخ خودداری می‌کند. اما آنچه تعجب را بر‌می انگیزد، عملکرد دانشگاه است، دانشجوی سیلی خورده محکوم می‌شود و با دانشجوی سیلی‌زننده برخورد خاصی نمی گردد.
*مسئول دفتر ریاست دانشگاه رسما دانشجویان ارزشی را به شلوغ‌کاری و به‌هم زدن جلسات متهم نمود و اظهار داشت: به دلیل اجازه نمی‌دهیم، سخنران بیاورید که شما جلسه را به هم می‌زنید.آقای محمدی (مسئول دفتر ریاست دانشگاه )اظهار می نمایند که”مشکل شما (دانشجویان ارزشی ) این است که اگر از طرف شما فردی بیاید حرفش رو می زند ولی اگر از آن طرف کسی بیاید چند نفر شلوغ می کنند”. ( فیلم اظهارات به پیوست شماره ۳ موجود است.)
۷- فرآیند مذکور در قضیه سخنرانی یکی از عناصر فتنه،‌ جلوه‌گر می‌شود:
از مدتها قبل مجموعه اقدامات ظاهراً هم جهتِ مسئولین دانشگاه در راستای سرکوب تفکر حزب الهی و انقلابی، خون به دل دانشجویان ارزشی و ولایی نموده بود تا سرانجام در جریان سخنرانی وقیحانه مجید انصاری که با یک روز تاخیر، به قول خودشان به مناسبت سالگرد حماسه عظیمِ‌(!!!) دوم خرداد به دعوت یکی از کانون‌های فرهنگی دانشگاه برگزار شد و صحبت‌هایی ضد ارزشهای اسلام و نظام‌، آن هم تحت لوای اندیشه‌های پاک امام عزیز و به عرش سفر کرده‌مان، در جلسه مطرح گردید. در این قسمت جهت استحضار شما به برخی از حرمت‌شکنی‌ها به طور مستند اشاره می‌گردد، که فایل صوتی آن به پیوست شماره ۴ تقدیم خواهد شد‌:
*تحریف‌ اندیشه امام خمینی‌ (ره):
مشروعیت نظام و در پی آن ولایت فقیه با رای مردم دانسته شده و این نه به عنوان یک نظر،‌ که به عنوان دیدگاه حضرت امام خمینی (ره) مطرح می‌گردد.
*زیر سوال بردن نهاد‌های محافظ اسلامیت نظام و مورد تایید امام و رهبری با ادبیاتی ناشایست:
(این سخنان با کف و سوت حضار همراه است)
*و …
در این جلسه‌ جز سکوت و صبر همراه با بصیرت در مواجهه با حرمت شکنی‌‌ها از دانشجویان ارزشی و ولایی چیز دیگری دیده نشد. تا جلسه اصطلاحاً بهم نخورد و اسباب سوء استفاده افراد معاند فراهم نگردد‌.
اما در عین حال بعد از جلسه، درد‌های ذخیره شده و عقده‌های فروخورده شده در طی سال‌های متمادی در زیر سوال بردن ارزش‌های اسلام و انقلاب و نیز جلوگیری از کار‌های فرهنگی و به ویژه تبعیض ناجوانمردانه نسبت به دانشجویان ارزشی، جوشید و نتیجه آن عزم جزم ایشان برای پرسش جدی و قاطعانه از مسئولین دانشگاه در رابطه با این مسائل گردید.
سه سوال جدید و اساسی وجود داشت:
۱- چرا دانشگاهی که با هدف تقویت اسلام و نظام اسلامی و با پول بیت المال و زیر نظر یک مرجع تقلید تاسیس شده، در جهت عکس آن و در راستای نقض ارزش‌های اسلام و نظام حرکت می‌کند؟
۲- چرا علی‌رغم آنکه به آزادی و لیبرال دموکراسی و … می‌نازند و پُزِ گفتگو و احترام به دیدگاه مخالف و درود بر دشمن من… را می‌دهند،‌ فضای کار فرهنگی را بسته‌اند و رفت و آمد نیرو‌های فرهنگی و تعامل با آنان و نیز تاسیس نهاد‌های فرهنگی را با محدودیت‌های نامعقول و نادرست مواجه ساخته اند؟ چرا باید حتی برای ریزترین فعالیت‌های فرهنگی مثل نصب یک کاغذ کوچک و درج یک حدیث از معصومین (ع) از فیلتر‌های متعددی اجازه‌نامه دریافت کرد؟
۳- و نهایتا اگر قرار بر محدودیت است، باید برای همه باشد. اگر قرار بر فشار و برخورد و بستن فضا و تنگ کردن آن است،‌ باید برای همه یکسان باشد. چرا دانشجویان ارزشی و ولایی باید بسیار بیش از دیگران، با چنین برخورد‌هایی مواجه شوند و دیگران کمتر؟ چرا تبعیض؟ چرا همه افراد هم‌فکر با آنان حق ورود و سخنرانی علیه ارزش‌های اسلام و نظامِ برآمده از آن را، دارا باشند، اما شخصیت برجسته‌ای چون استاد رحیم‌پور ازغدی و امثال ایشان با اتهام تندروی مواجه شده و حق ورود به دانشگاه و پاسخگویی به شبهه‌افکنی‌های ایشان را نداشته‌ باشند؟
این سوالات، برای همه دانشجویان ارزشی مطرح بود، به همین دلیل جمعی از ایشان، برای طرح این سوالات راهی اتاق مسئول مربوطه شدند، و پس از پاس‌کاری‌های مختلف از این مسئول به آن مسئول نهایتا با تهدید و توهین و وعده سر خرمن دادن و تذکر حراست، مواجه شدند. مشروح ما وقع به صورت مستند، همراه با قطعات فیلم برداری شده که به پیوست تقدیمتان می گردد، عرض می‌گردد:
قسمت اول اتفاقات روز برگزاری جلسه سخنرانی مجید انصاری از عناصر موثر در فتنه ۸۸ (سوم خرداد ماه)
۱- حضور جلوی دفتر معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشگاه که مسئول مستقیم برگزاری جلسه کذایی فوق الذکر بوده است و درخواست رسمی ملاقات با شخص معاون از مسئول دفتر ایشان (سند موجود است در صورت نیاز ارایه می گردد.)
۲- پس از درخواست رسمی ملاقات با معاونت دانشجویی، مسئول دفتر ایشان می‌گوید‌: «حاج آقا در دفتر تشریف ندارند؛ شما منتظر بمانید تا ضمن تماس تلفنی با ایشان درخواست شما را منتقل نمایم» (سند موجود است در صورت نیاز ارایه می گردد)
۳- در همین حین رئیس دانشگاه و آقای ادیب (از عناصر موثر در دانشگاه و از نقش آفرینانِ فتنه سال ۸۸) طی تشکیل یک جلسه سرپایی با معاونت دانشجویی، به جای توصیه به توجه به درخواست دانشجویان، در مقابل دیدگان متحیر دانشجویانی که جلوی دفتر وی منتظر ملاقات با ایشان بودند، وی را از دانشگاه خارج می‌کند (فیلم به عنوان سند در پیوست شماره ۵ موجود می باشد.)
۴- در این زمان مسئول سابق اداره امور فرهنگی دانشگاه، جلوی دفتر معاونت دانشجویی حاضر می‌شود و درحالی که وانمود به صحبت کردن با معاونت دانشجویی به وسیله تلفن می‌نماید (ظاهراً معاونت دانشجویی پشت خط بوده است) اظهار می‌دارد که «شما الان بروید‌، ایشان فرمودند فردا ساعت ۸ ونیم صبح جلوی دفتر بنده باشید، تا با شما ملاقات کنم» (سند موجود است در صورت نیاز ارایه می گردد). دانشجویان پس از گرفتن وعده ملاقات با معاون دانشجویی دانشگاه، محل را ترک می کنند.
قسمت دوم: اتفاقات روز بعد از برگزاری جلسه (چهارم خرداد ماه)
۱- صبح روز بعد تعدادی از دانشجویان جهت ملاقات با معاونت دانشجویی دانشگاه، جلوی دفتر وی منتظر تشریف فرمایی ایشان می‌شوند‌، لکن بعد از گذشت حدود یک ساعت مجدداً رئیس سابق اداره امور فرهنگی دانشگاه، در حالی که این بار هم وانمود به صحبت با معاونت دانشجویی به وسیله تلفن می‌کند؛ می‌گوید «الان با ایشان تماس گرفتم‌، ایشان می‌گویند، بنده کلاس دارم، لکن ساعت ده و نیم می آیم» دانشجویانی که از صبح منتظر ملاقات با آقای معاون هستند، به انتظار خود ادامه می‌دهند، تا اینکه حدود ساعت ۱۰ دوباره رئیس سابق اداره امور فرهنگی می‌آید و این بار اظهار می‌دارد که «حاج آقا فرمودند من ساعت ۱۰و نیم می آیم، ولی فرصت دیدار با دانشجویان را ندارم»‌. دانشجویان بهت زده که پس از حدود دو ساعت انتظار، حالا با تغییر لحن مدیر که به عنوان رابط دانشجویان با آقای معاون عمل می‌کرد، مواجه شدند.
۲- به امید دیدار با معاونت دانشجویی به انتظار خود ادامه دادند. تا اینکه سرانجام ساعت ۱۰ و نیم آقای معاون وارد دانشگاه شد و وقتی با دانشجویان منتظر روبه رو شد، در مقام انکارِ دادن وعده ملاقات، برآمد و اظهار داشت «بنده وقت ملاقات با شما را ندارم‌، بنده که بیکار نیستم … » اما وقتی با اصرار دانشجویان مبنی بر ملاقات رو به رو شد، گفت « اصلا بنده پاسخگو نیستم به رئیس دانشگاه مراجعه کنید !» (فیلم صحبتهای اظهارات معاونت دانشجویی در اسناد موجود می باشد که در پیوست شماره ۶ خدمتتان تقدیم می گردد .)
۳- دانشجویان که از ساعت ۸ صبح تا ساعت ۱۰ نیم ، منتظر آقای معاون بوده و حال با ارجاع وی مواجه شدند، به دفتر ریاست دانشگاه برای ملاقات با ایشان مراجعه نمودند و ضمن درخواست ملاقات از منشی دفتر، منتظر در میان گذاشتن پرسش‌ها و مطالبات خود با وی ماندند‌؛ بعد از مدتی مسئول دفتر از اتاق رئیس بیرون آمده و می‌گوید «شما اگر درخواست ملاقات دارید، طی یک نامه کتبی به دفتر ریاست، نمایندگان خود را برای ملاقات با رئیس دانشگاه معرفی کنید‌» (فیلم اظهارات مسئول دفتر ریاست نیز درپیوست شماره ۷و ۸ موجود می باشد.) سپس دانشجویان به نوشتن نامه رسمی و محترمانه پرداخته و ضمن درخواست وقت ملاقات، نمایندگان خود را جهت ملاقات معرفی می‌نمایند. (رونوشت نامه در پیوست شماره ۹ موجود می باشد .) اما از آنجا که بارها و بارها درخواست‌هایی دانشجویی مبنی بر درخواست ملاقات با رئیس دانشگاه به زمانی دیگری ارجاع شده و بعد مورد امتناع قرار گرفته بود، دانشجویان در این نامه خواستار تعیین وقت ملاقات تا ساعت ۱۳ ظهر گردیدند‌. و بعد هم منتظر جواب نامه در جلوی دفتر ریاست ماندند‌.
۴- در این بخش مسئول دفتر ریاست دانشگاه ضمن صحبت‌هایی به تهدید و توهین نسبت به دوستان دانشجو پرداختند (‌و خطاب به دانشجویان گفتند: «شما اصلا حالیتون نیست.» (فیلم این بخش در پیوست شماره ۱۰ موجود می باشد.)
۵- ریاست دانشگاه نیز که بعد از دقایقی از اتاق خویش به جمع دانشجویان وارد می‌شود، بدون توجه به خواسته‌های دانشجویان اولین اقدامی که می کند قبل از هرگونه مذاکره ، برخورد تحکم آمیزی با دانشجو تصویر بردار می نماید و محل را ترک می کند ،‌ (فیلم برخورد تحکم‌آمیز ایشان موجود است)
(بهانه و اتهام کمیته انظبطی به دانشجو بسیجی تصویر بردار ) از آنجا که بر اساس مستندات پرونده انظباطی ، به هنگام مذاکره آقای موسوی قائم مقام محترم دانشگاه با دانشجویان تجمع کننده ، بدون اجازه اقدام به فیلم برداری از ایشان نموده وحتی در جواب ایشان که خواستار قطع فیلمبرداری بوده ، گفته اید چه اشکالی دارد و با بی اعتنایی به کار خود ادامه داده اید، عدم رعایت شئونات دانشجویی نیز محرز میباشد ( نمونه حکم دانشجوی تصویربردار در پیوست شماره ۱۱ میباشد)
۶- بعد از دقایقی وقتی با تذکر مسئول حراست دانشگاه، مبنی بر ترک محیط اداری دانشگاه روبه رو شدند‌، محیط را ترک نمودند و چند بار دیگر جهت گرفتن پاسخ نامه به دفتر ریاست مراجعه کردند که متاسفانه تا کنون و پس از گذشت حدود چهار ماه از درخواست ملاقات، با هیچ پاسخی روبه‌رو نشده‌ایم‌؛ در عوض نمایندگانی که برای صحبت و ملاقات با آقای رئیس معرفی گردیده بودند، همگی بدون استثناء به از ۱ تا ۴ ترم منع از تحصیل با احتساب سنوات محکوم گردیده اند‌. و عده ‌ای دیگر نیز به محکومیت‌های مختلف دیگر. (پیوست شماره۱۲)
آنچنان که روشن است؛ چیزی که واقع شده سوال البته قاطعانه و حق‌طلبانهِ تعدادی از دانشجویان و درخواست پاسخ به مسائلی بود که در ظرف وسیعِ صبرِ بصیرانه دانشجویان ولایی انباشته شده بود و اینک در مسیر اصلاح نمایان شده بود. بدون آنکه خلاف قانون و مقررات دانشگاه اقدامی صورت پذیرد و پاسخی که دانشگاه به این مطالبه حق داد، بی‌اعتنایی، برخورد تحکم‌آمیز، توهین و تهدید و در نهایت نیز محکوم کردن دانشجویان ارزشی به محکومیت‌های مختلف بود. دانشگاه در حالی‌که تجمع‌های غیر قانونی و خلاف آیین‌نامه سایر دانشجویان را حتی مورد رسیدگی هم قرار نمی‌دهد، با فرصت‌طلبی، سوال جمعی از دانشجویان را تجمع غیر قانونی دانسته، و احکام سنگینی را برای تعدادی از دانشجویان صادر نموده است.
امید آن داریم که مسئولان و دلسوزان اسلام و انقلاب، در حد وسع و توان خود،‌ روندی را که دانشگاه مفید در پیش گرفته، متوقف سازند، و در قدم اول با لغو محکومیت‌های ظالمانهِ دانشجویان ارزشی، به این مهم همت‌ گمارند؛ که اگر این اتفاق نیفتد، دانشگاه روش و منش غلط خود را بیش از پیش ادامه خواهد داد. هر چند با تکیه به خداوند متعال و اولیاء معصوم او، ما دانشجویان ولایی و بسیجی بر سر عهدِ ایستادگی و جانبازی در راه حفظ ارزش‌های اسلامی و انقلابی که با شهیدان و امام شهیدان بسته‌ایم، ثابت قدم و پایدار خواهیم ماند. و از همه ظرفیت‌های موجود برای حفاظت از ارز‌ش‌ها استفاده خواهیم نمود. و به امید روزی خواهیم نشست که خداوند متعال به دست تربیت خود و اهل بیت (علیهم السلام) ما را در صف مجاهدان سالک و شهیدان واصل، پذیرا باشد.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما
خامنه ای رهبر به لطف خود نگهدار
والحمد لله رب العالمین.
نماینده ی دانشجویان ارزشی دانشگاه مفید




نوع مطلب :
برچسب ها :
جمعه 28 مرداد 1390 :: نویسنده : عبدالكریم احمدی

وبازهم در اقدامی تفرقه برانگیزانه گوگل دست به نظرسنجی برای انتخاب خلیج فارس یا خلیج عربی زده تا اسم خلیج را در نقشه های گوگل تغییر دهد که آدرس این سایت به شرح زیر است:

www.persian or arabiangulf.com/index.php





نوع مطلب :
برچسب ها :

( چادر حجاب برتر است؛ چه چادر نماز، چه چادر کوچه ای، هردو اصطلاحی است که بین خانم ها کاربرد دارد. علت برتری چادر، سنتی و ملی بودن آن است. کت و شلوار آقایان کجا و چادر خانم ها کجا.)

به گزارش تریبون مستضعفین آیت الله حائری شیرازی در مورد مصاحبه با ویژه نامه خاتون که ضمیمه رایگان روزنامه ایران منتشر شده است در سایت خود توضیحاتی ارائه داده‌اند. متن کامل این توضیحات در ادامه می‌آید:

بسم الله الرحمن الرحیم

ایضاح و تکمیل

بازدید کننده محترم سایت حقیر سلام علیکم

آنچه در ذیل می آید، تصدیق مصاحبه ای است که بدون تحریف بازتاب داده شده است.

۱- چادر حجاب برتر است؛ چه چادر نماز، چه چادر کوچه ای، هردو اصطلاحی است که بین خانم ها کاربرد دارد. علت برتری چادر، سنتی و ملی بودن آن است. کت و شلوار آقایان کجا و چادر خانم ها کجا. کت و شلوار لباس بین المللی است. بیگانگان اجازه ندادند ماهم برای خودمان لباس ملی داشته باشیم.تحت عنوان لباس متحد الشکل، لباس ملی حذف شد و لباس بین المللی رسم شد . همان گونه که مقیاسات ملی حذف و مقیاسات بین المللی رسم شد. این تشبیه با همه تلخیش حقیقت دارد .بچه ای از پدر و مادرش دزدیده شد و دزدها وقتی برای بچه به اداره آمار و ثبت احوال رفتند، نام فامیل خودشان را برای بچه ثبت می کنند نه نام فامیل اصلی بچه. لباس مردان ما هم از همین نوع است، اما چادر زن ها چنین نیست، ملی است.

۲- اگر چه واژه معروف به جای واژه واجب به ما تکلیف می کند که در مسإله غافل از معروف کردن واجب و منکر کردن حرام نشوید تا امر ونهی برای آمر و موتمر و ناهی و منتهی هردو ثمر بخش باشد به عبارت دیگر وقتی واجب معروف شد، مد شد، رسم شد، هم گوینده به راحتی می گوید، هم شنونده به راحتی می پذیرد.

اما باید از این مطلب هم غافل نشد که وقتی به واجب امر کردند معروف می شود و وقتی از حرام نهی کردند، حرام منکر می شود. در حقیقت رابطه وجودی احیاء معروفیت واجب و احیاء منکریت حرام با مسإله امر و نهی مثل مرغ و تخم مرغ است.

چرا ما دست دزد را قطع نمی کنیم؟ چرا از مجازات زندان به جای مجازات اسلامی استفاده می کنیم؟ چون فعلا در عالم علوم انسانی غرب زندگی می کنیم چون زندانی هستیم مقررات زندان بان را عمل می کنیم. ما در زندان را شکسته ایم و از یک حصار خارج شده ایم اما مسإله مسإله حصار در حصار است. وقتی گرفتار مسإله حصار در حصار هستیم این که بفهمیم در محاصره ایم خیلی مردانگی می خواهد خیلی بصیرت می خواهد. باید سایر هم زندان های ما هم بفهمند تا بتوانیم از حصار در حصار خارج شویم. اگر در عالم قبح اجرای احکام اسلام شکسته شد ما در اجرای آن تردید نمی کنیم. اما کار باید کرد تا اجرای حدود در عالم معروف شود. کار علمی، کار علوم انسانی.

مبارزه بی حجابی هم مثل قطع دست دزد یک امر واجب است. فعلا در حدی که این کار معروف شده بالاخره وقتی معروفیت بیشتر شد مبارزه شدید تر خواهد شد.

در دوم خرداد و هر انتخابات مهمی یک نوع مبارزه غیر جامع و مانع با بی حجابی رسم شد و شد آنچه شد. مبارزه با بی حجابی پرکردن صندوق ضد اصول گراها و خالی کردن صندوق اصول گراها، سابقه متعدد و تاریخی دارد. باید حواس اصول گراها جمع باشد.

۳- از تمام راه هایی که دشمن برای ترویج بی حجابی استفاده می کند، دوستان حجاب باید برای ترویج حجاب استفاده کنند. ارشاد در مقابل ارشاد، حرکت امنیتی در مقابل امنیتی، نظامی در مقابل نظامی. ولی هرچه فطری باشد، در جریان خیزش فطرت غالب می شود. امروز جنبش جهانی فطری است؛ پس حجاب روبه جهانی شدن است.

۴- شیطان از راه افراط در ترویج چیزی، زمینه براندازی آن را فراهم می کند. اعتدال، تنها راه نجات از شر شیطان است.

۵- آنچه موجب نجات از ظلمت و جهنم است، نماز با ولایت الله است. وگرنه نماز با ولایت طاغوت نه موجب نجات از طاغوت و نه جهنم است. اشقیاء کربلا با نمازشان به قعر جهنم رفتند.

والسلام

محی الدین حائری شیرازی

۲۳/۵/۹۰

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 24 مرداد 1390 :: نویسنده : عبدالكریم احمدی

در این قسمت به ادامه مبحث واشكافانه براین موضوع می پردازیم:

در ویژه نامه «خاتون» مطرح شد:

مهدی کلهر: طبق قرآن قطعاً چادر بدترین پوشش است!

(از لحاظ فلسفه‌ حجاب که در قرآن آمده که زن خودش را در مقابل تیر نگاه هیز مردان قرار ندهد، قطعا چادر بدترین پوشش است چون چهره زن را قاب می‌کند)

این ویژه نامه‌ی ۲۶۰ صفحه‌ای که ضمیمه رایگان روزنامه‌ی امروز ایران است با آثار و گفتاری از فاطمه بداغی، آیت‌الله حایری شیرازی، مهدی کلهر، ابراهیم فیاض، سیدمحمد قائم‌مقامی، محمد حاج ابوالقاسم، بهمن شریف‌زاده، سوسن کشاورز، فاطمه رجبی، آزاده آل‌ایوب، زهرا جلوداریان، پروین کامران و … منتشر شده است.

در راستای چارچوب‌های فرهنگی دولت، «خاتون» را منتشر کرده‌ایم

در معرفی این ویژه نامه آمده است: «روزنامه که خود را مدافع و نشر‌دهنده چارچوب‌های فکری – فرهنگی دولت مکتبی می‌داند، در همین راستا و با هدف ترویج بحث‌های عمیق، منطقی و مستدل در‌خصوص فرهنگ حجاب، روش‌های فرهنگی ترویج آن و چگونگی برخورد دستگاه‌های مسئول با پدیده بدحجابی، ویژه‌نامه خاتون را منتشر می‌کند.»

کلهر: طبق قرآن قطعاً چادر بدترین پوشش است!

یکی از کسانی که در در این ویژه نامه با وی گفتگو شده است مهدی کلهر است. وی در این مصاحبه گفته است: «از لحاظ فلسفه‌ حجاب که در قرآن آمده که زن خودش را در مقابل تیر نگاه هیز مردان قرار ندهد، قطعا چادر بدترین پوشش است چون چهره زن را قاب می‌کند»

مهدی کلهر، مشاور سابق رسانه‌ای دولت در گفتگوی خود با این ویژه نامه ادامه داده است: «پوشش باید چشم نواز باشد، نه برای خود آدم چون خود انسان کمترین بهره را از لباسی که پوشیده می‌برد، در نتیجه باید برای برای جامعه چشم‌نواز باشد.»

“ایران” در مصاحبه با مهدی کلهر مشاور معزول رسانه‌ای رئیس‌جمهور، رنگ مشکی چادر را “متکبرانه” نامیده و آن را حاصل تحمیل شاهان قاجار به زنان و دختران ایرانی دانسته است که از مجلس عیاشی شبانه در اروپا بیرون آمده است.

کلهر در پاسخ به این سوال که “چادر مشکی از چه زمانی وارد ایران شد؟” گفته است: «از سفرهای اروپایی ناصر الدین شاه. شب که به مجلس عیاشی در اروپا می‌رفت، می‌دید آنجا لباس مردها مشکی است. کلاه سیلندری مردها مشکی است و زن‌ها هم با لباس مشکی می‌ایند. این به نظرش آمد که یک نوع سنگینی و وقار دارد وگرنه در اسلام به صراحت داریم که رنگ تیره مکروه است. این رنگ مشکی متکبرانه را ناصرالدین شاه آورد. خدالعنتش کند. همین‌جور آتش به قبرش ببارد. خیلی مرد ملعونی است.»

مشاور معزول احمدی‌نژاد در حالی خود را در مقام افتا دیده و فتوا می‌دهد که رنگ مشکی چادر مکروه است که اتفاقاً براساس فتاوای مراجع عظام رنگ مشکی در چادر و عبا و عمامه به‌هیچ وجه کراهت نداشته و بلکه در مورد چادر استحباب دارد.

کلهر به همین هم اکتفا نکرده و ضمن آنکه چادر مشکی را پوشش اشرافی که بازمانده شاهان قاجاریه است، نامیده، در اظهار نظر دیگری که در تقابل صریح و جدی با نظر تمام مراجع، علما و بزرگان است، چادر مشکی را بدترین پوشش در زمینه فلسفه حجاب نامیده و قانون حجاب و عفاف را با “یاسای چنگیز” -فرمانده خونخوار مغول- مقایسه کرده است.

مخالفت با طرح امنیت اخلاقی و گشت ارشاد با لحنی تمسخرآمیز

در ادامه این ویژه‌نامه هم که با عنوان “روایتی از هفت هزار سال نجابت و شیدایی” منتشر شده، به طور مستقیم و با لحنی تمسخرآمیز به طرح افزایش امنیت اخلاقی و گشت ارشاد حمله شده است؛ رویکردی که به طور معناداری در هماهنگی کامل با مواضع فرهنگی جریان فتنه در سال‌های اخیر است که موجب شده تا این مساله به‌عنوان یک ابزار فشار به جمهوری اسلامی ایران در سازمان‌های حقوق بشری استفاده شود.

به‌عنوان نمونه، فائزه هاشمی حدود یک ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم در یک برنامه تلویزیونی اظهار داشت: همیشه سعی می‌کنم از کلیشه‌ها فرار کنم، نمی‌خواهم تابع کلیشه‌ها باشم، متأسفانه بعد از انقلاب ما یک سری رفتارها برای خانم ها ارزش شد، رنگ مشکی ارزش شد، چادر مشکی، مانتو مشکی، مقنعه مشکی، روسری مشکی، و رنگ های تیره و مرده ارزش شد. این ارزش‌ها خوب نبود از هر لحاظ بهداشتی، پزشکی، و روانشناسی، عمل مثبتی نیست.

لیست زنان برتر و الگو؛ از بازیگران معروف سینما تا همسر یکی از پادشاهان ایران

یکی دیگر از نکات جالب این ویژه‌نامه که به صورت تمام رنگی و با کاغذ گلاسه منتشر شده، لیست ۴۰ نفر از زنان برتر و الگوی نمونه ایرانی است؛ لیستی که از بازیگران معروف سینما تا همسر یکی از پادشاهان ایران باستان و حتی یک مجری برنامه کودک تلویزیون هم در آن حضور دارند.

مهناز افشار، آزاده اردکانی، الهام حمیدی، ترانه علیدوستی، فهیمه رحیمی، هدیه تهرانی و آزاده آل ایوب از جمله زنانی هستند که عکس آنها به عنوان “چهل بانوی نقش آفرین ایران اسلامی” به نشانه الگوبرداری دختران مسلمان ایران، بر پیشانی روزنامه دولت قرار گرفته‌اند.

این رویکرد ساختارشکنانه فرهنگی روزنامه رسمی دولت در زمینه حجاب و عفاف درحالی اتخاذ شده که پیش از این بسیاری از فعالان فرهنگی و دلسوزان انقلاب با یادآوری تحرکات جریان نفوذی، نسبت به خط مشی منحرف و سکولار آن هشدار داده و از رئیس‌جمهور خواسته بودند تا سکان مدیریت فرهنگی را از دسترس این افراد خارج کند؛ درخواستی که متاسفانه تاکنون با پاسخ مناسبی روبرو نشده است.

مطالب این ویژه‌نامه کم‌محتوا سال گذشته از سوی یکی از اعضای جریان نفوذی به کاوه اشتهاردی مدیرعامل وقت روزنامه ایران برای انتشار تحویل داده شده بود اما وی این ویژه‌نامه را منتشر نکرد تا علی‌اکبر جوانفکر که روزنامه ایران را به بولتن جریان انحرافی تبدیل کرده، عامل بازی با اعتقادات دینی مردم نیز شود و این ویژه‌نامه را منتشر کند.

جوانفکر همچنین در سرمقاله این ویژه‌نامه تامل‌برانگیز، قرار دادن موضوع حجاب در حوزه امر به معروف و نهی از منکر را اشتباه نامیده و خواستار برچیده شدن طرح امنیت اخلاقی شده است.

دیدگاه‌ها با کمترین دخل و تصرفی منتشر شده است

اگرچه در این گفتگو انتقادات صریحی حجاب چادر شده است اما به گفته‌ی دست اندرکاران تهیه این ویژه‌نامه، سعی بر آن بوده که از نقطه نظرات مختلف و متنوع استفاده و این دیدگاه‌ها با کمترین دخل و تصرفی منتشر شود.





نوع مطلب :
برچسب ها :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : عبدالكریم احمدی
نظرسنجی
رابطه گناه و بی سوادی چگونه است؟






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :